پاک کردن مساله نقض حقوق بشر

reza amiri

در پس هیاهوی بسیار و این ادعا که ایران جز موضوع هسته ای در مورد هیچ موضوع دیگری با قدرتهای جهانی گفت و گو نخواهد کرد، تغییر لحن برخی از مقامات حوزه قضایی در زمینه حقوق بشر و تلاش در جهت محو مصادیق نقض حقوق بشر و پراکندن و تمرکز زدایی زندان سیاسی و تغییر جغرافیای زندان، نشان از آن دارد که در طرح کلی آتش بس تبلیغاتی به جهان، موضوع حقوق بشر نیز مطرح بوده و خواهد بود.

صرف نظر از اینکه حرکت کند و بطئی در زمینه عفو و بخشودگی باقی مانده احکام زندانیان سیاسی و عقیدتی و اعمال ماده ۱۳۴ در مورد زندانیان سیاسی و عقیدتی را گامی در جهت بهبود وضعیت حقوق بشر بدانیم یا اینکه آن را حلقه دوم طرح کلی سازگاری با جهان، یک موضوع روشن است: “آقایان باز هم همچون مصالحه وین، حاضر به قبول عقب نشینی در مقابل فشارهای جهانی نخواهند شد و صرفا در چارچوب یک نمایش کلی وارد این بازی خواهند شد تا به جای حل مشکلی به نام نقض حقوق بشر، صورت مساله را پاک کنند”.
در این چارچوب کلی، طرح پاک کردن صورت مساله “زندان سیاسی و زندانیان سیاسی” به سرعت در جریان است تا بر خلاف تصوری که از کارنامه حقوق بشری حکومت ایران نزد جهانیان موجود است، مصداق مشخصی برای راستی آزمایی وجود خارجی نداشته باشد.
انتقال گسترده افزون بر ۳ هزار زندانی سیاسی، عقیدتی و امنیتی از بندهای امنیتی و سیاسی به بند های جرایم عادی و زندانهای شهرستان در این راستا ارزیابی می شود.
اگرچه امروزه و در نظام های حقوقی مدرن چیزی به نام جرم سیاسی موضوعیت ندارد اما در بحث نگهداری زندانیان، تفکیک زندانیان بر اساس نوع جرم، سن، شخصیت و جنس، یک امر بدیهی محسوب می شودکه با تمام اشکالات نظام قضایی و زندانبانی در ایران نیز تا یک سال پیش این تفکیک تا حد زیادی رعایت می شد.
با اینحال پس از اعتراضات سال ۸۸ که برخوردهای امنیتی ـ قضایی، منجر به تثبیت رکوردهایی در زمینه برخورد و دشمنی با روزنامه نگاران و وب نگاران، ادیان و فرق، وکلا و فعالان حقوق بشر، فعالان سیاسی، صنفی و دانشجویی ایران شد، تمرکز نهادهای حقوق بشر بر موضوع رعایت حقوق بشر در ایران شدت یافت و عمده نگاهها نیز در این زمینه به زندان سیاسی ـ امنیتی جمهوری اسلامی متمرکز گردید.
تا پیش از فروردین سال ۹۳، زندان سیاسی -ـ امنیتی در ایران به رغم استثناهایی، در دو نقطه جغرافیایی تعریف می شد.: بند زندانیان سیاسی ۳۵۰ زندان اوین و بند امنیتی زندان رجایی شهر.
شاید بتوان نقطه آغاز اختلاط زندانیان و بر هم زدن نظم پیشین در نگهداری زندانیان سیاسی را، اعتراض زندانیان بند ۳۵۰ به تهاجم غیرقانونی و نامتعارف به این بند در آخر فرودین ۹۳ و متعاقب آن ایجاد یک موج جهانی فشار به مقامات قانون شکن جمهوری اسلامی حساب کرد که پس از آن نه تنها ورود زندانی به این دو بند سیاسی متوقف شد، بلکه در فاصله های کوتاه و بلند، زندانیان به صورت گروهی و فردی به انحا و بهانه های مختلف به زندانهای شهرستانها و استانها و بندهای جرایم خاص در اوین منتقل شدند.
نوع برخوردها و شدت جراحات و خرابی های حمله به بند سیاسی ۳۵۰ به گونه ای بود که قوه قضاییه تا مدتها حتی به اصولگرایان هم گروه با خود نیز اجازه بازدید از این بند را نداد و تنها سند موجود از آن واقعه خارق العاده، شهادت نامه زندانیان سیاسی است که در همان مقطع پر سر و صدا منتشر شد.
فعالان حقوق بشر بر این باورند که در زندانهای مختلف جمهوری اسلامی در تهران و سایر شهرستانها هم اکنون افزون بر ۳ هزار و ۵۰۰ نفر با اتهاماتی نظیر گرایش به بهاییت، انواع گرایش های سیاسی، فعالیت مدنی و سیاسی، روزنامه نگاران، وکلا، ادیان، گرایش های سلفی و قومی، زندانیان شبکه های مجازی و فضای سایبری و توهین به مقدسات و… زندانی هستند؛ زندانیانی که به لحاظ ماهیتی جرم آنها با سایر زندانیان تفاوت آشکار دارد و نگهداری آنان در میان زندانیان دیگر علاوه بر نقض مقررات، به منظور فشار بر زندانیان و خانواده آنان ارزیابی می شود.
در حال حاضر کمتر از ۵۰ زندانی در بندهای ۳۵۰ و رجایی شهر محبوس هستند حال آنکه یک سال پیش در این دو بند حداقل ۵۰۰ زندانی محبوس بود و با احتساب آزادی های کم شمار و احکام جدید اجرا شده و ورودی زندان سیاسی، زندانیان سابق و جدید در سالن های زندانیان با جرایم خطرناک نگهداری می شوند.
در حال حاضر سالنی در بند ۴ که زندانیان با جرایم متعددی در آن نگهداری می شوند، آماده شده است تا ۲۱ زندانی بند ۳۵۰ به آنجا منتقل شود.
اما چرا این اتفاق در حال شکل گیری است؟ شنیده ها حاکی از آن است که مسئولان قوه قضاییه در حال آماده سازی زندانها برای بازدید مقامات خارجی حساس بر روی مسایل حقوق بشر هستند. آنها سرگرم مخفی سازی افزون بر ۳ هزار زندانی سیاسی در میان زندانیان عادی هستند.
زندانیان سیاسی در ایران به دلیل اعتراض های به حق در زمینه های مختلف و اعتراض به روند محاکمه خود که آن را ناعادلانه می خوانند در هر فرصتی به صورت شفاهی و یا کتبی و همچنین با اعتراض و شعار و اعتصاب نسبت به این روند اعتراض دارند و تهدیدها و حبس های انضباطی آنان نیز نتوانسته از اعتراضات به حق آنها جلوگیری کند و طبیعی است که مقامات زندان تمرکز آنان را در یک یا چند بند مشخص به صلاح ندانند.
سخت و زمان بر بودن بازدید از زندان شهرستانها برای بازدیدکنندگان، گم کردن آمار پرشمار زندانیان سیاسی و عقیدتی، احتمال شهادت آنان در زمینه نقض حقوق انسانی و دادرسی منصفانه، عیان شدن شکنجه های روحی و جسمی از یک سوی و اعمال فشار بر زندانیان و خانواده آنها تا از موضع خود کوتاه بیابند از طریق اختلاط آنها با مجرمان خطرناک از جمله اهداف بخش های امنیتی برای مدیریت زندانیان سیاسی و عوارض آن محسوب می شود.
حبس و دادرسی غیر منصفانه این دست از زندانیان، نه تنها بر خلاف تمام موازین حقوقی، دینی و انسانی است بلکه نگهداری آنها که بر اساس ضوابط، شرایط خاصی دارد نیز در چارچوب اعمال فشار به آنان ارزیابی می شود.
بر اساس صورت مذاکرات مجلس خبرگان قانون اساسی، اصل ۱۶۸ قانون اساسی و همچنین مواد ۴ و ۶ طرح جرم سیاسی مصوب ۱۳۹۲ کمیسیون حقوقی وقضایی مجلس شورای اسلامی و ماده یک آیین نامه ابلاغی فروردين۱۳۸۶ رئيس قوه قضائيه به مثابه آیین نامه سازمان زندان‌ها، تفكيك وجداسازي زندانيان از يكديگر در زندان از حيث جنس، سن، نوع جرم، وضعيت قضايي و بر حسب تحصيلات،‌ ويژگي‌هاي اخلاقي و خصوصيات رفتاري و چگونگي شخصيت زندانيان، ضروری و الزامی است.
سرعت انتقال زندانیان این روزها از بندهای عادی زندانهای تهران و البرز به زندان فشافویه، و مخفی کردن زندانیان سیاسی در بندهای عادی و رفع برخی از مشکلات ناشی از تراکم زندانیان در این بندها، نظیر کف خوابی، راهرو خوابی و کتابی خوابی و خالی کردن دو بند ۳۵۰ و رجایی شهر که از جیب زندانیان سیاسی در دوره های مختلف دارای امکانات خوبی نظیر فضاهای فرهنگی، کتابخانه، ورزشی، تجهیزات نوین سرمایشی و گرمایشی، آشپزخانه و امکاناتی نظیر فرش و تلویزیون و یخچال و فریزر و… است و اختصاص آن به زندانیان جرایم عادی صرفا آماده سازی و صحنه سازی برای انجام یک نمایش دروغ در زمینه بهبود وضعیت حقوق بشر ارزیابی می شود و لازم است که همه فعالان حقوق بشر و خصوصا کسانی که در روزها و ماههای آتی برای بازدید به زندان پر آوازه بند ۳۵۰ و رجایی شهر برده می شوند، متوجه این فریب باشند.

 

ایران و چین؛ رکورددار اعدام‌ها در سال ۲۰۱۴

ایران و چین؛ رکورددار اعدام‌ها در سال ۲۰۱۴

   رادیو پارس    ـ بر اساس گزارش یک سازمان حقوق بشری ایتالیایی در سال گذشته بیش از ۳۵۰۰ تن در ۲۲ کشور جهان اعدام شده‌اند، در ایران تنها در ۶ ماه گذشته، بیش از ۶۵۷ نفر به طناب دار سپرده شده‌اند.

به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از دویچه وله، بر پایه‌ی آمار غیر رسمی سازمان “نسونو توچینی کائینو (دست‌ها از قابیل کوتاه)” که برای لغو مجازات اعدام در سراسر جهان فعالیت می‌کند، در سال ۲۰۱۴ چین، ایران و عربستان سعودی به ترتیب مقام‌های اول تا سوم اعمال مجازات مرگ را در سراسر جهان از آن خود کرده‌اند: “۶۷ درصد اعدام‌های بین‌المللی (۲۴۰۰ نفر) در چین صورت گرفته است، در ایران، دست‌کم ۸۰۰ انسان به طناب دار سپرده شده‌اند و مأموران عربستان سعودی، دست‌کم ۸۸ نفر از “بزهکاران” را اعدام کرده‌اند”.

در این گزارش آمده است که در سال ۲۰۱۴، دست‌کم ۳ هزار و ۵۷۶ نفر در ۲۲ کشور جهان به ‌حکم دادگاه‌ها کشته شده‌اند، این رقم در سال ۲۰۱۳، به ۳ هزار و ۵۱۱ تن می‌رسید.

آمار این نهاد حقوق بشری هم‌چنین نشان می‌دهد که از ابتدای سال ۲۰۱۵ تا کنون، مجازات مرگ در چین دست‌کم در مورد ۱۲۰۰ تن به مرحله‌ی اجرا درآمده است، ایران پس از چین با اعدام ۶۵۷ نفر، در مقام دوم و پاکستان با اجرای این مجازات در مورد ۱۷۴ تن، در مقام سوم قرار دارد.

در کشورهایی که دولت‌های موسوم به دموکرات لیبرال بر آن‌ها حکومت می‌کنند در سال ۲۰۱۴، ۳۵ اعدام در آمریکا، ۵ اعدام در تایوان و ۳ اعدام در ژاپن صورت گرفته است. در ۶ ماهه گذشته، مجازات مرگ در مورد ۱۷ نفر در آمریکا، ۶ تن در تایوان و یک نفر در ژاپن به اجرا درآمده است.

سازمان ایتالیایی “دست‌ها از قابیل کوتاه” هم‌چنین هر سال شخصیت‌هایی را که برای لغو مجازات اعدام مبارزه کرده‌اند، مورد تقدیر قرار می‌دهد. امسال این “تقدیرنامه” به پاپ فرانسیس، رهبر کاتولیک‌های جهان، به‌ دلیل فسخ مجازات حبس ابد و تعیین کیفر برای اعمال شکنجه در قانون جزای واتیکان تعلق گرفت.

 

 edam

 

پاسخ مبهم مسئولان قضائی و اطلاعاتی در مورد پرونده همراهان مولوی نقشبندی

reza amiri

وینوشته شده توسط  فعال بلوچ

دوشنبه, 12 مرداد 1394 14:20

مولوی فتحی محمد نقشبندی امام جمعه شهرستان راسک که برای پیگیری پرونده حافظ عبدالغفار و ملک محمد آبادیان با مسئولین استانی وزارت اطلاعات و دادگستری دیدار کرد نتوانست پاسخ واضحی از آنها دریافت کند این در حالی است که پس از نقض احکام و ازادی مولوی نقشبندی مسئولان قضائی وعده آزادی همراهان وی را داده اند.

به گزارش کمپین فعالین بلوچ، امام جمعه اهل سنت راسک جهت پیگیری وعده های آزادی فرزند و همراهانش که پیشتر به همراه وی زندانی بودند شنبه 9 مرداد طی سفری به زاهدان با آقای عابدینی مسئول پرونده ، قاضی شاه محمدی، دادستان زاهدان و مدیر کل دادگستری دیدار کرد.

یک منبع مطلع در این باره به فعالین بلوچ گفت: “آقای عابدینی در این دیدار در پاسخ به پرسش های مولوی نقشبندی در مورد وضعیت پرونده فرزند و همراهان زندانیش گفت: مدیر کل اطلاعات دستور مؤکد برای حل پرونده داده اند و خودم شخصا هفته آینده برای حل مشکل این پرونده به تهران خواهم رفت”

وی افزود: “مولوی نقشبندی در این سفر با قاضی شاه محمدی بازپرس شعبه  6 دادگستری هم دیدار کرده که گفته از نظر من متهمان این پرونده هیچ مشکی ندارند واگر محمد مرزیه (دادستان زاهدان) رای دهند، زندانیان شما آزاد می شوند”

این منبع ادامه داد: مولوی بعد از آن با پیگیری های فراوان و پس از سه روز انتظار و عدم اجازه برای ملاقات با دادستان نهایتا به طور ناگهانی در یکی از سالن های دادگستری به طور کوتاه با مرزیه دیدار کرده که اون نسبت به آزادی بازداشت شدگان جواب واضحی نداده است و فقط گفته حل می شود.

مولوی نقشبندی با مدیر کل دادگستری آقای حمیدی نیز دیدار کردند که آقای حمیدی قول دادند که بتدریج متهمان این پرونده آزاد می شوند اما هیچ زمانی برای آن تعیین نکرده است.

گفتنی است مولوی فتحی محمد نقشبندی پس از بیش از 3 سال حبس غیر موجه به اتهام ترور مولوی جنگی زهی روحانی نزدیک به حاکمیت نهایتا پس از نقض احکام توسط دیوان عالی کشور با قید وثیقه بی سابقه یک میلیارد و نیم آزاد شد اما همراهان وی منجلمه فرزندش مولوی عبدالغفار نقشبندی همچنان در حبس به سر می برند.

نگارین بانو شاعر میهنی زندانی شد

نگارین بانو شاعر میهنی زندانی شد !به چه جرمی ،گناهش چیست ؟ او برای میهنش چامه سروده ، این جرمی است که یک بانو ی شاعر ایرانی بخاطرش زندانی شود ؟؟ البته که زندانی شدن اهل قلم تازگی ندارد ،هالو به همین جرم درزندان بسرمی برد ،هلیا صدیقی به همین جرم زندانی شده بود و بادکوبه نیزهمچنین ! بکجا برم چنین غمی را که فلک به غصه اید!

مهوش شهریاری زندانى عقیدتی بند زنان زندان اوین به بیمارستان اعزام شد.

مهوش شهریاری زندانى عقیدتی بند زنان زندان اوین به بیمارستان اعزام شد.
مهوش شهریاری یکی از ۷ مدیر بهایی است که در اسفندماه ۸۶ بازداشت شد. وی به مدت ۶ ماه در سلول انفرادی به سر برد و دراین مدت دچار بیماری قلبی شده بود. وی پس از ۲ سال بلاتکلیفی و نگه‌داری در بند ۲۰۹، سال گذشته از سوی دادگاه به تحمل ۲۰ سال حبس تعزیری محکوم شد که این حکم در دادگاه تجدیدنظر مورد تأیید قرار گرفت، این شهروند بهایی در زندانهای اطلاعات مشهد. ۲۰۹ اوین، رجائی شهر، قرچک ورامین، بند نسوان اوین زندانی بوده است.

ایران، چشم به میهندوستان دارد

میلیون ها ایرانی خارج نشین ،همراه با ما که در درون کشوریم، با وجود این همه رسانه و ابزار پیشرفته بازیچه ی گروه اندکی میهن فروش جنایتکار و چپاوگر حاکم بر سرنوشت ایران شده ، در این سو وآن سوی مرزها بر سر هم می زنیم و فقط ادعا داریم ، یادمان رفته که صاحب و وارث کشوری با تمدن چند هزار ساله و فرهنگ پویا و ماندگارش و تاریخی همه سرفرازی و پایداری هستیم

 سکان کشتی طوفان زده و بلا دیده ایران همچنان بدست گروهی ستمکار و سرکوبگر است که به تازگی سرمست از باده توافق با قدرتهای جهانی برای بقا و ماندگاریش ، اهرم های فشار مانند دستگاه قضایی و نهادهای امنیتی و انتظامیش را بجان زندانیان دربند و مبارزان و فعالان مدنی و صنفی انداخته و تلاش می کند با ایجاد فضای سنگین رعب و وحشت ، همگان را به سکوت وادارد .

بانو نرگس محمدی فعال مدنی زنان و زندانی سیاسی این روزها بشدت بیمار است و حکومت اجازه درمان و آزادیش را نمی دهد ، حکم اعدام محمدعلی طاهری را بارها رسانه ای میکنند تا براحتی جانش رابگیرند ، اسماعیل عبدی دبیرکل کانون صنفی معلمان را با اتهام پوچ راهی زندان می کنند ، رسول بداقی زندانی سیاسی و معلم فعال صنفی را پس از ۶ سال زندان که پایان یافته همچنان دربند نگه داشته تا پرونده جدیدی برایش بگشایند ، دو آتنا دو شیر دخت مبارز میهن را به جرم روشنگری و فعالیت مدنی به زندانهای طولانی محکوم کردند .

وکلای آگاه و دلسوزی چون دکتر سلطانی و سیف زاده را به جرم وکالت زندانیان سیاسی و کارگری در زندان نگه داشته تا درس عبرت برای همکارانشان باشند . بساط اعدام نیز هر روز در زندانها برپاست . رکود اقتصادی سایه سنگینش را بر سر مردم رنج دیده انداخته و فریاد همگان را به آسمان برده است .

خشکسالی و کم آبی نیز در سراسر میهن بیداد می کند ، محیط زیست ایران می رود تا بر اثر نادانی و بی لیاقتی حاکمان دستار بر سر و سرسپردگان فرومایه آنها تبدیل به محیط مرگ و نابودی گردد .

و ما با دیدن این همه نابسامانی و پلشتی همچنان در انتظار معجزه ایم . میلیونها ایرانی خارج نشین همراه با ما که در درون کشوریم با وجود این همه رسانه و ابزار پیشرفته بازیچه گروه اندکی میهن فروش جنایتکار و چپاوگر حاکم بر سرنوشت ایران شده و در این سو آنسوی مرزها بر سر هم میزنیم و فقط ادعا داریم ، یادمان رفته که صاحب و وارث کشوری با تمدن چند هزار سال و فرهنگ پویا و ماندگارش و تاریخی همه سرفرازی و پایداری هستیم .

اگر جانی داریم برای ایران است ، بیش از این زیر بار ننگ زندگی همراه با ستم و بیداد نرویم ، رستم ، کیخسرو ، سورنا ، کورش ، زرتشت ، فردوسی ، خیام و … افسانه نیستند روح و روان و جان میهن و مردمی به نام ایران هستند که امروز چشم به ما دوخته . برای آزادی و آبادی ابران همگی برپا . اینجا ایران ، شهرستان ، من برپایم ……..

 

اقدام به خودسوزی کارگر شهرداری ملارد به خاطر پرداخت نشدن حقوق

reza amiri
ـ      رادیو پارس   _
عضو شورای شهر ملارد با تائید تهدید و تلاش یکی از کارگران شهرداری ملارد برای اقدام به خودسوزی در اعتراض به پرداخت نشدن حقوق و اضافه کار پرسنل شهرداری، مشکلات پرداخت‌ها را مربوط به کاهش ساخت و ساز و درآمدهای شهرداری دانست.
به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از آنا، معصومه بیات، عضو حقوقدان شورای شهر ملارد، درباره اقدام به خودسوزی این کارگر می‌گوید: “این کارگر معتقد بود که در محاسبه حق شب کاری در حق او تضییع شده است، حقوق‌های کارگران شهرداری ملارد با تاخیر پرداخت می‌شود اما اینکه اصلا حقوقی پرداخت نشده باشد، غلط است”.
وی در پاسخ به این پرسش که حقوق چه ماه‌هایی به کارگران شهرداری پرداخت شده است، گفت: “حقوق خرداد ماه به طور کامل پرداخت شده است اما حقوق تیر ماه پرداخت نشده است. به عنوان عضو شواری شهر ملارد می‌گویم که حقوق و مزایای کارکنان شهرداری ملارد خوشبختانه نسبت به خیلی از ادارات دیگر بهتر است”.
او درباره وضعیت این کارگر معترض نیز گفت: “این کارگر دچار سوختگی نشده چون او در حال تهدید به انجام خوسوزی بوده و آتشی روشن نشده است. متاسفانه این موضوع در ملارد باب شده است. چند سال پیش هم یک کارگر شهرداری در اعتراض به اخراجش از شهرداری با خانواده‌اش جلوی ساختمان شهرداری آمد و خود را آتش زد که هنوز صدمات به جا مانده از آن اتفاق درمان نشده است”.
عضو شورای شهر ملارد گفت: “درباره پرداخت حقوق پرسنل بخش خدمات توصیه ما هم این است که چون آنها کار خدماتی انجام می‌دهند و از قشر ضعیف هستند، حقوق‌شان به موقع پرداخت شود”.
او درباره مشکلات پرداختی‌ها در شهرداری ملارد گفت: “کاهش ساخت و سازها و عوارض ناشی از آن، درآمد شهرداری ملارد را کاهش داده است. شهرداری‌ها نهادهای خودگردان هستند و بودجه خاصی دریافت نمی‌کنند. همچنین توافقاتی بین شهرداری و برخی تعاونی‌ها انجام شده است که در صورت اجرا مبالغی به حساب شهرداری واریز خواهد شد. من امیدوارم تا پایان این هفته حقوق معوقه کارکنان خود را بدهند”.

 

khod sozi

نرگس محمدی در حالت نیمه بیهوشی به زندان بازگردانده شد

نرگس محمدی در حالت نیمه بیهوشی به زندان بازگردانده شد
يکشنبه ۱۱ مرداد ۱۳۹۴۰۲ اوت ۲۰۱۵

رادیو پارس   _

narges_mohammadi2.jpg
خانواده نرگس محمدی، روز یکشنبه 11 مرداد ماه 1394 پس از مراجعه به زندان اوین برای انجام ملاقات هفتگی، متوجه شدند که این فعال مدنی دو ساعت قبل از انجام این ملاقات، از بیمارستان به زندان آورده شده است.
به گزارش سایت کانون مدافعان حقوق بشر، نرگس محمدی در ساعت‌های پایانی روز شنبه پس از آن‌که به مدت هشت ساعت دچار فلج عضلانی می‌شود به بیمارستان طالقانی تهران منتقل شده و تحت مراقبت‌های پزشکی قرار می‌گیرد. اما پزشکان بیمارستان طالقانی پس از انجام معاینه‌های اولیه اعلام می‌کنند که خانم محمدی باید تحت نظر پزشک متخصص قرار گیرد.
با وجود این نظر، مقام‌های مسئول در قوه قضاییه، خانم محمدی را با وجود تأکیدهای پزشکان مبنی بر معاینه این مدافع حقوق بشر توسط پزشک متخصص، دو ساعت قبل از انجام ملاقات هفتگی به زندان اوین منتقل می‌کنند.
این در حالی است که خانم محمدی در ملاقات امروزش با خانواده از هوشیاری کافی برخوردار نبوده است.
خانم محمدی، نائب رییس کانون مدافعان حقوق بشر به بیماری‌های آمبولی ریه و فلج عضلانی مبتلا است که مقام‌های مسئول در نهادهای امنیتی و قوه قضاییه در جریان بیماری او هستند.
براساس نظر پزشک‌های متخصص، دو بیماری آمبولی ریه و فلج عضلانی درشرایطی که مورد رسیدگی قرار نگیرند و داروهای مناسب تجویز نشوند، می توانند جان بیمار را به خطر بیاندازند.
خانواده خانم محمدی هفته گذشته و در پی تشدید بیماری این فعال مدنی زندانی، با موافقت دادستانی تهران برای روز سه‌شنبه، ششم مرداد ماه 1394 از پزشک متخصص مغز و اعصاب وقت می‌گیرند که بنا بر دلایل نامشخص، مقام‌های مسئول در قوه قضاییه از اعزام خانم محمدی به نزد پزشک متخصص امتناع می‌کنند.
این در حالی است که پزشک‌های متخصص در خصوص دو بیماری آمبولی ریه و فلج عضلانی معتقد هستند که این بیماری‌ها در فضای زندان تشدید شده و در نهایت در پی بی‌توجهی می‌تواند به معلول شدن بیمار بیانجامد.
تقی رحمانی، همسر نرگس محمدی در پی انتشار این خبر اعلام کرد که بی‌توجی به درمان همسرش و همچنین آزاد نکردن او براساس قوانین موجود را نمی توان سهل‌انگاری یا ندانم‌کاری قلمداد کرد.
او می‌گوید که مقام‌های مسئول در نهادهای امنیتی و قوه قضاییه، پرونده بیماری همسرش را به شکل انحصاری در اختیار داشته و می‌دانند که بیماری او در چه شرایطی تشدید و خطرناک می‌شود.
این درحالی است که مقام‌های مسئول در سال 1391 و زمانی‌که خانم محمدی در زندان بود، براساس نظر پزشکان متخصص و همچنین پزشکی قانونی مبنی براین‌که فضای زندان، خانم محمدی را برای فلج عضلانی مستعد می کند، با آزادی او برای ادامه درمان موافقت کردند. اما خانم محمدی پس از مدتی با وجود ناتمام ماندن مراحل درمان، بار دیگر در در سال 1394و با حکم دادستانی تهران بازداشت شد.