۸۶۱ ماه زندان برای پانزده شهروند کرد در ایران

 

پانزده شهروند کرد از سوی دستگاه قضایی ایران به ۸۶۱ ماه حبس محکوم شدند.
در ماه های اخیر ۱۵ شهروند کرد با اتهامات ارتباط با احزاب کردی و یا تبلیغ علیه نظام، به ۸۶۱ ماه زندان محکوم شدند.
شعبه ی یکم دادگاه انقلاب شهرستان مهاباد برای پنج شهروند کُرد محبوس در زندان این شهر مجموعا ۲۷ ماه حکم حبس از ۵ تا شش ماه را صادر نموده است. بر پایه‌ی حکم صادره «پژمان ایمانی» به ۵ ماه حبس، «امیر عبدالله زاده» به ۶ ماه حبس، «محمد شکری» به ۵ ماه حبس، «هیمن غزال» به ۵ ماه حبس و «مظفر تالانه» به ۶ ماه حبس محکوم شده اند.
«فرید لطیفی» در سنندج به شش ماه حبس، و در بوکان هم در خبری دیگر «علی سرخی» فعال سیاسی که در روز دهم تیر ماه سال ۱۳۹۵ خورشیدی از سوی ماموران امنیتی شهرستان بوکان در روستای کوسه بازداشت شده بود، به اتهام «هواداری از یکی از احزاب کردی» توسط دادگاه انقلاب مهاباد به ۱۸ ماه حبس تعزیری محکوم شد. علی سرخی ۲۲ ساله فرزند محمد کریم در روز چهارشنبه ۷ مهرماه در مهاباد محاکمه‌ شده است.
شعبه ی دوم دادگاه انقلاب ارومیه «محمد بروکی میلان» زندانی سیاسی محبوس در بند ۱۰ زندان ارومیه را به اتهام «همکاری با یکی از احزاب کُردی» به ۶۰ ماه حبس تعزیزی محکوم کرد. در خبری دیگر روز شنبه ۲۸ شهریورماه ماه سال ۱۳۹۵ خورشیدی حکم ۱۲ ماه حبس طی پرونده‌سازی جدید به اتهام تبلیغ علیه نظام به «حسن رستگاری مجد»، زندانی سیاسی محبوس در بند ۱۲ زندان مرکزی ارومیه ابلاغ شد. در همان شهر «حسن پیغامی» هم به ۳۰ ماه حبس محکوم شد.
شعبه‌ی ١٠١ دادگاه کیفری دو در شهرستان اشنویه به ریاست قاضی مهدی رضایی در چندین فقره ی مختلف و با پرونده‌ی‌سازی نهادهای امنیتی از جمله حفاظت اطلاعات سپاه و وزارت اطلاعات با اتهاماتی مانند «عضویت و هواداری از احزاب کردی» پنج‌ شهروند کرد به نامهای «محمد عبداللهی فرزند عثمان به ۱۲ سال و شش ماه حبس، فاروق شفاهی فرزند ابراهیم ۷ سال حبس، صابر رسول‌پور آرنایی فرزند اسماعیل به ۱۹ سال حبس، رضا عزت تاج فرزند مصطفی به ۱۹ سال حبس و ولی شریفی فرزند رحیم به دو سال حبس» وبرو شده و‌ حکم در هفتم مهرماه به آنها ابلاغ شده است.

شیرین عبادی: اگر مسوولان مخالف اعدامند، چرا نرگس محمدی برای مخالفت با اعدام به ۱۰ سال زندان محکوم شد

شیرین عبادی
شیرین عبادی، حقوقدان در روز جهانی مبارزه با مجازات اعدام (۱۰ اکتبر مصادف با ۱۹ مهرماه) و در اعتراض به سخنان ضد و نقیض مقامات قضایی ایران درباره توقف حکم اعدام برای جرایم مرتبط با مواد مخدر گفت: «متاسفانه سالهاست مقامات ایرانی در واکنش به اعتراضات سازمان ملل و سازمان های حقوق بشری حرف‌هایی را تکرار می کنند بدون اینکه جواب قابل قبولی برای سازمان ملل و سازمان های حقوق بشری دیگر داشته باشند. یعنی هر وقت کشورهای دیگر ایران را متهم می کنند که بیشترین تعداد آمار اعدام را پس از چین ایران دارد و سرانه اعدام سالانه اش بسیار بالا است. دولت ایران متوسل می شود به این جمله تکرای که بله، ما داریم تلاش می کنیم که این مجازات را از بین ببریم اما تا الان هیچ اقدام عملی در این باره صورت نگرفته است.»
به گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران به نقل از کمپین بین المللی، خانم عبادی گفت: «امیدوارم برخلاف رویه سالیان قبل ایران از حرف زدن فراتر برود و برنامه عملی برای کاهش اعدام ها ارائه کند.»
این برنده جایزه صلح نوبل با اشاره به حکم ۱۰ سال حبس خانم نرگس محمدی به دلیل عضویت در «گروه «لگام، کارزار لغو گام به گام اعدام» گفت: « من مایلم همین جا بگویم اگر ایران واقعا در نظر دارد اعدام برای قاچاقچیان مواد مخدر را از بین ببرد و آنظور که نشان می دهد با اعدام موافق نیست، پس چرا همکار من، خانم نرگس محمدی را به جرم مخالفت با اعدام و عضویت در موسسه لگام به ۱۰ سال حبس محکوم کرده است. این داستان یک بام و دو هوا از کجا سرچشمه می گیرد، غیر از این است که می خواهند مجامع بین المللی را با این حرف ها فریب دهند؟»
شیرین عبادی، برنده جایزه صلح نوبل همچنین با اشاره به اعدام های گسترده متهمان امنیتی و سیاسی که به جرم های نظیر ارتباط با گروه های مخالف نظام به اعدام محکوم می شوند گفت: «دولت ایران متاسفانه از اعدام برای متهمان امنیتی و سیاسی هم استفاده می کند و مخصوصا تعداد این اعدام ها در یک سال گذشته افزایش یافته است . می بینیم افرادی را که به دلایل اندک به عنوان مخالفان نظام و یا محاربه محکوم به اعدام کرده اند و در دو مورد شاهد دست جمعی زندانیان سیاسی و عقیدتی بودیم، در واقعا از این مجازات سوء استفاده می کند.»
محمد جواد لاریجانی، دبیر ستاد حقوق بشر قوه قضاییه ایران روز شنبه ۱۷ مهرماه در گفتگو با روزنامه اوستادو، روزنامه ای که در برزیل منتشر می شود، مدعی شد او می تواند تعداد اعدام در کشور را «ظرف شش تا هفت ماه آینده» کاهش دهد. او در این باره اظهار کرد اگر حکم اعدام فقط به سردسته قاچاقچیان بزرگ و مهم محدود شود، بلافاصله تعداد اعدام ها کاهش پیدا می کند.
آقای لاریجانی در مصاحبه خود با این روزنامه برزیلی مجددا حرف هایش را در گفتگوهای قبلی با رسانه های خارجی تکرار کرد و گفت: «من موافق تغییر قانون هستم، اما نه به این معنی که مبارزه با قاچاق مواد مخدر را متوقف کنیم.»
با این حال این طرح بارها حداقل از سال ۱۳۹۳ در مجلس مطرح شده اما هنوز به نتیجه قاطعی نرسیده است. دبیر ستاد حقوق بشر همچنین به طرح و برنامه مشخصی اشاره نکرد. آیت الله صادق لاریجانی، رییس قوه قضاییه ایران، هفته قبل از اظهارات او در برزیل در تاریخ هشتم مهرماه با رد کردن تقاضاها برای جایگزین کردن مجازات های جایگزین به جای مجازات اعدام برای جرایم مواد مخدر گفت این اعدام ها «باید سریع و قاطع» انجام شود.
رییس قوه قضاییه حتی خطاب به دادستان های کل کشور گفت:‌ «از دادستان های کل کشور می خواهم در اجرای احکام تعلل نکنند و پس از صدور حکم، آن را اجرا کنند. چرا که اجازه نداریم سه سال اجرای حکم را به تعویق بیاندازیم تا مجرم در زندان نماز خوان شود و به علت نماز خواندن او اعدام را منتفی کند.»
۷۰ نماینده مجلس شورای اسلامی در آبان ماه ۱۳۹۴، طرح حذف مجازات اعدام از جرایم مواد مخدر را ارائه کردند. سخنگوی کمیسیون قضایی و حقوقی مجلس روز ۱۳ مهرماه با اظهار اینکه این طرح به امضاء ۱۰۰ نماینده مجلس رسیده، خبر از ارائه این طرح به هیات رئیسه مجلس داد.
حسن نوروزی البته در این خبر اشاره کرد این طرح شامل افرادی می شود که برای بار اول و یا به مقدار کمی مواد مخدر حمل کرده اند. این اظهار نظر این شائبه را ایجاد می کند که آیا تاکنون اعدام حتی برای شهروندانی که مقدار «کمی مواد مخدر» با خود داشته اند نیز صادر و اجرا شده است.
اما اعدام های ایران فقط شامل مجرمان مواد مخدر نیست بلکه به تناوب زندانیان عقیدتی و سیاسی نیز به جرم های عضویت در حزب های مخالف نظام جمهوری اسلامی به محاربه محکوم و اعدام می‌شوند. از تاریخ ۱۲ تا ۱۹ مرداد ماه امسال بنا بر خبرهای موثق حداقل ۲۱ زندانی سیاسی کرد به دستور مقامات قضایی کشور در ایران اعدام شدند. در تاریخ ۱۲ مرداد ماه ۱۳۹۵، بیست زندانی سنی کرد در زندان رجایی شهر کرج به اتهاماتی مانند محاربه از طریق هواداری از گروهک های تروریستی و استفاده از اسلحه به دار آویخته شدند. هفت روز بعد در تاریخ ۱۹ مرداد ماه پنج زندانی دیگر در زندان مرکزی ارومیه اعدام شدند که در میان این تعداد یک زندانی کُرد نام محمد عبدالهی نیز اعدام شد . عبدالهی به دلیل عضویت در یک حزب سیاسی کُردستان به محاربه متهم شده بود.
پس از این اعدام ها در تاریخ ۲۶ مرداد ماه، ۲۲ سازمان حقوق بشری با انتشار بیانیه‌ای خواستار لغو فوری اعدام زندانیان سیاسی – از جمله زندانیان عقیدتی کُرد- شدند. این سازمان ها همچنین خواستار پایان بخشیدن به مجازات اعدام و اعمال دادرسی عادلانه در دادگاه های عمومی برای تمام محکومین به مجازات مرگ هستند.
با این حال در مقابل این اعتراضات و بیانیه احمدشهید گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل در امور ایران در محکومیت اعدام‌های اخیر، محمد جواد لاریجانی، دبیر ستاد حقوق بشر ایران در تاریخ ۱۱ شهریور ماه در دفاع از اعدام های انجام گرفته گفت: «باید احمد شهید و دیگر کشورهای غربی از ایران متشکر باشند.» او همچنین گفت غرب و مخالفان «به جای اینکه از ما تقدیر کنند ما را تقبیح می کنند.»

دختران خوب به بهشت می روند، دختران بد به ورزشگاه !!!

 

نویسنده مقاله  نیما حسابیان

ورزش، پدیده ای اجتماعی که از مسائل مختلف هر جامعه تاثیر گرفته و گروههای مختلفی از مردم را به عنوان ورزشکار و تماشاچی تحت پوشش قرار می دهد. بین ورزش و جامعه رابطه متقابلی وجود دارد. اکثر جامعه شناسان به تاثیر جامعه بر ورزش تاکید می کنند مبنی بر اینکه ورزش بازتاب دهنده روابط اجتماعی و فرهنگی جامعه است. به بیان بهتر مشارکت در فعالیت های ورزشی به عنوان ورزشکار یا تماشاچی منافعی آشکار از جمله جسمانی، روانشناختی و اجتماعی برای اعضای جامعه به ارمغان  می آورد. بررسی مشارکت زنان در فعالیت های ورزشی بعنوان تماشاچی موضوعی است که در جامعه ما با افزایش باور به   نگرش های عامیانه و دینی در ارتباط با حضور آنها در استادیوم ها و سالن های ورزشی برای تماشای مسابقات کمتر می شود و از آن میتوان بعنوان مانعی مهم بر سر راه مشارکت زنان در فعالیت های ورزشی یاد کرد. به طور مشخص می توان از چهار متغیر پایگاه اجتماعی – اقتصادی، نگرش های عامیانه در ارتباط با ورزش زنان، میزان مرد سالاری حاکم بر خانواده ها و میزان دینداری در ارتباط با نگرش زنان نسبت به مشارکت در فعالیت های ورزشی بعنوان تماشاچی یاد کرد.(1) یکی دیگر از دلایل گرایش بالای زنان نسبت به حضور در فعالیت های ورزشی تاثیری است که جنبش های حمایت از حقوق زنان در سطح جامعه بر جای گذاشته اند بدین ترتیب که زنان بدنبال استیفای حقوق خود در تمامی حوزها، خواهان هموار شدن مسیر مشارکت آنها در این زمینه هستند.

تلاش زنان برای شکستن سد ورود به ورزشگاهها به ده سال پیش باز می گردد زمانی که هنگام برگزاری بازی های مقدماتی فوتبال جام جهانی 2004 به مقابل استادیوم آزادی می رفتند و خواستار تهیه بلیط و تماشای بازی بودند. موضوعی که باز هم مثل تجربه سالهای اخیر با واکنش منفی و حتی برخورد، بازداشت و پراکنده کردن زنان مواجه شد. لیلا موری، محقق و فعال زن و از حاضرین در کمپین ” روسری سفیدها ” در این زمینه به سایت اینترنتی توانا می گوید: ” در یکی از اولین اقدامات که تاثیر گذار هم بود زنان در حالی که روی روسری ها نوشته بودند “سهم من نیمی از آزادی” جلوی ورزشگاه حاضر شدند و اعتراض کردند گرچه اجازه ورود نیافتند.” (2) او اشاره می کند که جعفر پناهی در فیلم آفساید از این کمپین و حق ورود زنان به ورزشگاه صحبت می کند.فیلم آفساید تلاش پنج دختر علاقمند به فوتبال را به تصویر می کشد که با پوشیدن لباس پسرانه سعی دارند وارد ورزشگاه شوند اما از سوی نیروهای پلیس حاضر شناسایی و بازداشت می شوند. او در پاسخ به این سوال که چرا این کمپین متوقف شد و حالا پس از سالها آغاز به کار کرده می گوید: ” با اتفاقات 88 و سرکوب جنبش ها این کمپین هم متوقف شد ولی از یک سال اخیر حرکت های جدیدی توسط زنان آغاز شده است که بر روی همین حق تاکید دارد.” (2) با ادامه فعالیت های کمپین روسری سفیدها و ححضور مداوم آنها در مقابل درب استادیوم آزادی بالاخره اعتراضات آنان نتیجه داد و 30 نفر از آنها موفق شدند برای اولین بار در تاریخ جمهوری اسلامی برای تماشای بازی ایران و بحرین در سال 2006 وارد استادیوم آزادی بشوند. فیلم آفساید نیز در طول برگزاری همین بازی  فیلم برداری شد گرچه این فیلم مجوز اکران عمومی نگرفت.

کش و قوس ها، مخالفت ها و موافقت ها با حضور زنان در ورزشگاهها از آن به بعد مسئله سران جمهوری اسلامی بود تا اینکه احمدی نژاد زیر این فشار خورد کننده اجتماعی از سازمان تربیت بدنی خواست شرایط لازم برای حضور زنان در ورزشگاهها را فراهم کند. امکان باز شدن درب ورزشگاهها بروی زنان پیروزی بزرگی محسوب می شد اما آیت الله های ریز و درشت و مرتجع حکومت اسلامی که ارکان حکومتشان را در خطر می دیدند بی درنگ دست بکار شدند و فتوا پشت فتوا هوا کردند و داد وفغان را انداختند تا دولت را از اجرای این امر بر حذر داشته و خواستار لغو آن دستور شدند. گلپایگانی از مراجع تقلید در این باره گفت که حضور زنان در اینگونه برنامه ها خلاف شرع و تنازل ظاهر اسلامی است. فاضل لنکرانی  حضور زنان را حتی در جایگاه خاص جایز ندانست. مکارم شیرازی هم استادیوم های ورزشی را برای زنان ناامن دانست وبه زنان توصیه کرد که در خانه هایشان بمانند و از طریق تلویزیون فوتبال تماشا کنند. عشرت شایق نماینده اصولگرایان در مجلس هفتم تلاشهای زنان را برای لغو ورود به    استادیوم ها ورزشی را ناشی از شکم سیری دانست و گفت مشکل زنان ایرانی تماشای فوتبال نیست و بالاخره حجت الاسلام علیپور  دبیر هیات رسیدگی به تخلفات فوتبال در ایران هم جلوگیری از ورود زنان به ورزشگاهها را مسائل و مشکلات زیرساختی و همچنین حفظ کرامت و ارزش زنان دانست. افراد دیگری هم از این طیف هم صراحتا مخالفت خود را با حضور زنان  ابراز داشتند چونکه می ترسند زنان در استادیوم ها حجاب از سر بر دارند و غیره مانند نشریه یالثارات حسین ارگان انصار حزب الله که رفع این آپارتاید جنسیتی را نقض بدیهات شرعی و عبور تعمدی از خطوط قرمز اللهی می داند و در واکنشی خشم آلود به دولت حسن روحانی هشدار  می دهد که اگر زمینه ورود زنان به استادیوم ها فراهم بشود زلزله به راه خواهند انداخت.  

ممنوعیت ورود زنان از ابتدای انقلاب ایران تا جایی که به یاد می آوریم مربوط به فوتبال بود و والیبال و بسکتبال بدون مشکل بوده اند و تقریباً همه قبول دارند که فضای این دو بازی با فضای فوتبال فرق دارد و حتی جنس هواداران آن اما اینبار نوبت والیبال  بود تا ممنوع شود. با موفقیت های چشمگیر والیبال ایران در عرصه جهانی، افزایش چشمگیر تماشاگران آن و پخش مستقیم مسابقات از تلویزیون دولتی باعت شد که عده ای بر غیر شرعی بودن حضور بانوان بعنوان تماشاچی در مسابقات والیبال مردان تاکید کنند.unnamed

                                                                                                                                                                                                           نخستین بار در سال 1391 و در مسابقه تیم های ملی والیبال ایران و ژاپن فدراسیون والیبال ایران با صدور اطلاعیه‌ای اعلام کرد که ورود زنان به ورزشگاه برای تماشای این بازی ممنوع است. در این اطلاعیه آمده بود: “جهت کنترل جمعیت و رفاه و امنیت علاقمندان به والیبال به ویژه خانم‌ها، از بانوان علاقمند به والیبال تقاضا می‌شود دیدار عصر امروز ایران و ژاپن را از طریق تلویزیون تماشا کنند و تماشای این بازی در سالن دوازده هزار نفری فقط برای آقایان آزاد و رایگان است.” (3)  با افزایش حساسیت ها و حتی جلوگیری از حضور ورزشکاران زن رشته والیبال و خبرنگاران زن این حوزه اظهار نظر برخی از چهرهای سیاسی زن درون ایران نیز در نوع خود بسیار شنیدنی و جنجال برانگیز شد مانند فاطمه آلیا یکی از نمایندگان تهران در مجلس نهم، ضمن مخالفت با ورود زنان به ورزشگاه‌ها گفت: ” کار زن بچه دار شدن و تربیت فرزند و شوهرداری است نه دیدن مسابقه والیبال. یک عده‌ای می‌خواهند هر طور شده به زن  نقش‌هایی بدهند که مخالف با وظایف شرعی است.” (4) اما نکته دیگری که توی ذوق می زند تبعیض میان زنان ایرانی و خارجی برای تماشای مسابقات والیبال بود که توجه و اعتراض بسیاری از فعالان و رسانه های داخل و خارج ایران را به خود جلب کرد مانند مسابقه والیبال ایران و برزیل از سری مسابقات لیگ جهانی در تهران که در آن تعدادی از زنان غیر ایرانی و بویژه برزیلی و کادر سفارت برزیل در تهران پس از نشان دادن گذرنامه غیر ایرانی خود به مسئولان کنترل ورودی سالن 12 هزار نفری آزادی توانستند وارد شوند و همزمان از ورود زنان و دختران ایرانی جلوگیری شد! ماجرا از آنجا  غم انگیز هم می شود که بعضی از زنان و دختران برای اینکه بتوانند بازی تیم ملی خود را مقابل برزیل ببینند با لباس برزیل و همراهی خانواده های برزیلی وارد  ورزشگاه شدند.

به اظهارات این مقام امنیتی توجه کنید: اصغر ناصر بخت معاون سیاسی امنیتی فرمانداری تهران درباره ورود زنان به استادیوم مسابقات بین الملی والیبال گفت: ” مقرر شد استعلامی از شورای امنیت کشور بعمل آید. در عین حال تدابیر و تمهیدات لازم برای حضور بانوان در ورزشگاه اندیشیده شده و قرار است با اعلام نظر قطعی شورای عالی امنیت ملی مجوز حضور بانوان در ورزشگاه صادر شود.” (5) آیا حضور زنان در ورزشگاه موضوعی امنیتی است که شورای امنیت کشور باید درباره آن اعلام نظر کند؟ و آیا تا قبل از لغو مجوز حضور زنان شورای امنیت کشور و مقامات امنیتی تصمیم گیرنده بودند؟ موضوع و اتفاقی که در تمام کشورهای دنیا و حتی کشورهای دارای مردم دینی و به شدت متعصب مانند یمن امری ساده و معمولی است و زنان براحتی وارد ورزشگاه شده و مسابقه والیبال می بیننداما در ایران به موضوعی امنیتی مبدل می شود و منتظر نظر شورای امنیت کشور است!!!

با مرور مسئله ممنوعیت ورود زنان به استادیوم مسابقات والیبال ناخودآگاه عربستان و جنجال رانندگی زنان در این کشور به ذهن خطور می کند. مسئله ای که در تمام دنیا امری پیش پا افتاده و تقریبا در هیچ کشوری در دنیا سراغ نداریم که زنان حق رانندگی نداشته باشند اما در عربستان به معضلی امنیتی مبدل شده است.

پس از آنکه بی تدبیری و کج اندیشی مسئولان امنیتی و قضایی ایران کار دست والیبال و جوانان افتخار آفرین داد و لبریز شدن   کاسه صبر فدراسیون جهانی والیبال (FIVB) به دلیل تداوم ممنوعیت حضور زنان در مسابقات با پس گرفتن میزبانی مسابقات جهانی والیبال نوجوانان جهان از ایران و همچنین تهدید محرومیت ایران از میزبانی در لیگ جهانی با ارسال نامه ای به حسن روحانی نیز خواستار آزادی غنچه قوامی فعال حق حضور زنان در ورزشگاه از زندان شد. حال نوبت آن بود که این مسئولان و مدیران گزینشی و کج اندیش با اجتناب ناپذیر بودن تصمیمات و محرومیت های فدارسیون جهانی والیبال به چاره اندیشی بی افتند.  روز جمعه 11 تیر 1395 تیم والیبال ایران در حالی میزبان صربستان بود که با ترفند و حضور سلیقه ای بانوان در سالن محل برگزاری، حدود 200 نفر از تماشاگران این بازی را زنان تشکیل می دادند. دریا صفایی موسس کمپین ” پیش به ورزشگاهها ” ضمن غیر حقیقی خواندن حضور زنان و عوامفریبانه بودن این حرکت گفت: ” زنان ایرانی حق خرید بلیط و در نتیجه ورود به ورزشگاه را نداشتند، در حالیکه  برخی از کارمندان زن فدراسیون والیبال و یا افرادی که به سلیقه مسوولان انتخاب شده اند اجازه ورود به سالن را داشتند.”(6)

فیلم آفساید با 39 حضور بین المللی و 8 جایزه در مراسم اختتامیه هفدهمین دوره فستیوال Life  (لوبیانا)  نیز جایزه حقوق بشر این جشنواره را به خود اختصاص داد.(7) بخش حقوق بشر این جشنواره از سوی هشت هزار عضو نهاد مستقل غیر دولتی حمایت  می شود. جعفر پناهی که یک شب قبل در تهران توسط برگزارکنندگان جشنواره از دریافت این جایزه مطلع شده بود آن را به برندگان واقعیش تقدیم کرد، دختران روسری سفید!  

منابع

1- قربانعلی ابراهیمی، علی عسکری، محمد رضا نیک نژاد, 1389, بررسی جامعه شناختی عوامل موثر بر گرایش زنان نسبت به مشارکت درورزش بعنوان تماشاچی      www.SID.ir

2- نبرد ده ساله زنان ادامه دارد: تکاپوی ورود به ورزشگاه     www.tavaana.org

3- زنان تماشاچی در ورزشگاههای جمهوری اسلامی، 23 مهر 1391 ، www.farhangnews.ir

4- ورود زنان ممنوع، 2 تیر 1393 ، www.salameno.ir

5- آیا شرایط آزادی برای زنان فراهم است؟ 21 اردیبهشت 1394 ، www.didban.ir

6- افشار سیگارچی، ایران 200 تماشاگر زن را به مسابقه والیبال راه داد. 16 تیر 1395 ، www.ir.voanews.com

7- آفساید و 39 حضور بین المللی، 6 دی 1385 ، www.donya-e-eqtesad.com

محمد نجفی وکیل پایه ۱ دادگستری و فعال حقوق بشر بازداشت شد

 

به گزارش رادیو پارس محمد نجفی وکیل پایه ۱ دادگستری و فعال حقوق بشر اهل شازند اراک در حالی‌ که به نشان اعتراض ب کشته شدگان عاشورای سال ۸۸ بر روی پیراهن خود نوشته بود توسط ماموران امنیتی بازداشت شد.

یاد شهدای عاشورای سال 1388

14639643_1678225255839207_3868417288176207195_nاز صفحه آقای محمد مظفری

یاد شهدای عاشورای سال 1388

امیرارشدتاجمیر
مصطفی کریم بیگی
شهرام فرج زاده
شبنم سهرابی
محمدعلی راسخ نیا
سید علی موسوی حبیبی
مهدی فرهادی راد
جهانبخت پازوکی
و شاهرخ رحمانی
گرامیباد

شلاق خوردن دانش آموزان به جرم نداشتن پول هزینه درخواستی

شلاق خوردن دانش آموزان به جرم نداشتن پول هزینه درخواستی

شلاق خوردن دانش آموزان به جرم نداشتن پول هزینه درخواستی

شلاق خوردن دانش آموزان به جرم نداشتن پول هزینه درخواستی

دانش آموزان یکی از مدارس رودبار جنوب در استان کرمان به جرم اینکه پول نداشتند تا هزینه درخواستی مدیر مدرسه را بپردازند توسط مدیر مدرسه شلاق خوردند.
هنگامی که دانش آموزان برای شرکت در کلاس درس به مدرسه مراجعه می کنند معین منصوری مدیر مدرسه از آنها طلب ۳۰ هزار تومان پول می کند، دانش آموزان دختر و پسر هم که اظهار نداری می کنند توسط این مدیر ۸ ضربه شلاق دریافت کرده و از مدرسه بیرون انداخته می شوند. این کار روزهای بعد هم ادامه پیدا می کند تا خانواده هایی که پول تهیه لوازم التحریر و وسایل مدرسه را هم ندارند، مجبور می شوند با قرض یا فروش لوازم منزل پول ۳۰ هزار تومان درخواستی مدیر مدرسه را فراهم کنند.
لازم به ذکر است که یکی از محرومترین نقاط کشور در حال حاضر مناطق جنوبی استان کرمان یعنی شهرستان های کهنوج، قلعه گنج، رودبار جنوب، فاریاب و منوجان می باشد. مردم این شهرستانها و بخش ها و روستاهای آنها از امکانات اولیه زندگی محروم هستند. فقر و زندگی فلاکت بار بر غالب ساکنان این مناطق سایه انداخته است.

ماموران حکومتی به خانه میلاد درویش یورش آوردند وپدر بیمار او را به زور با خود بردند.

امروز خانواده میلاد درویش سندیکالیست و عضو افتخاری کانون صنفی معلمان ایران و عضو کانون مدافعان حقوق کودکان کاروخیابان ، از سوی ماموران نیروهای امنیتی ودادستانی تهران مورد حمله قرار گرفتند. ماموران دادستانی واطلاعاتی در منزل را زدند وبه محض باز شدن در ، به درون خانه هجوم اوردند و پدر میلاد اقای بهروز درویش را که از اسیب دیدگان دوران جنگ تحمیلی ودر جبهه های جنگ هشت ساله شیمیایی شده است ، را شدیدا ضرب وشتم کردند. آنها بدون ارائه حتا یک برگه احضاریه یا تفتیش ونامه قانونی این تجاوز به عنف را به خانه میلاد درویش صورت دادند. انها فریاد می زدند چرا وقتی شما را تلفنی خواستیم که به دادستانی بیائید! نیامدید. شما برای میلاد وثیقه گذاشته اید وکمک کرده اید که او فرار کند، انوقت به دادستانی هم نمی ائید .خانه شما باید ضبط شود. .ماموران لباس شخصی پس از ضرب وشتم اقای بهروز، پدر میلاد درویش وبه هم ریختن خانه وزندگی خانواده میلاد درویش ،پدر میلاد ،اقای بهروز درویش را به زور با خودشان بردند. قبل از رفتن تذکر می دادند که به هیچ وجه نباید امدن ما را رسانه ای کنید والا هر بلایی سر اقا بهروز بیاید مسولش شما هستید. مادر میلاد درویش خانم درویش به علت بیماری های متعدد بسیار اسیب دیده هستند و این هجوم ویورش ضد انسانی اسیب جدی به وضعیت سلامت، ایشان زده است. هر کدام از هم میهنان که می خواهند به این خانواده سر بزنند وانها را تنها نگذارند ، می توانند به ادرس منزل انها مراجعه نموده وهمدردی وهمراهی خود را با این خانواده اعلام نمایند. تا ترس ونا امیدی ناشی از تنها ماندن در مقابل ستمکاران انها را دچار امتیاز دادن بیهوده به حکومتی ها نکند.
منزل میلاد درویش در در تهران خ پیروزی انتهای خیابان اول – کوچه شهیدی پور پلاک 65 است .

حادثه عاشورا وبيست سوال بي جواب

سالهاس كه براي اين گريه وزاري ها ذهن مرا مشغول كرده !!

١: سوال اول : مگر مسلمانان به زندگي بعداز مرگ معتقد نيستند ،مگر مطابق دين اسلام اين زندگي دنيايي زندگي فاني رفتني نيست وبا مرگ زندگي ابدي باقي شروع نمي شود

پس اين گريه ها براي چيه؟؟؟

٢: سوال دوم: امام حسين شهيد شده  وجاي شهدا در بهشت مگر نيست يعني در حقيقت در حادثه عاشورا زندگي ابدي امام حسين در بهشت آغاز شده ،آيا اين گريه داره ؟؟؟

٣: سوال سوم: چرا به مناسبت اين حادثه جشن گرفته نمي شود يعني بالاخره براساس داستان هاي نوشته شده از اين واقعه يكي پيدا شده به جاي اينكه بگويد بله قربان وبه جاي اين كه چشم را روي حقيقت ببنده وبه جا ومقام برسد،گفت نه!

پاي عقيده اش هم جانش را خرج كرد.

٤: چند نَفر امروز هستند از جان كه هيچ بلكه از يه مشت پول به خاطر انسانيت وحق مي گذرند؟؟؟

٥: در كتب رواياتي صحيح مگر نه اينكه حسين به زينب مي گوييد من كشته شدم ،لباس سياه نپوش ،گريبان پاره نكن،وا ويلا سرنده، آيا زينب بيشتر به برادر نزديك تَر است يا ما؟؟؟

٦: در صحيح ترين سند چرا پيامبر اسلام گفته بيش از سه روز عزا داري نكنيد اما ملايان وخرافات چيان مذهبي سه روز را به هفته وچهلم و سالگرد تبديل كردند؟؟؟

٧: چرا فرزندان حسين فقط علي اصغر علي اكبر وعباس برادرش اسم دارند بقيه ٧٢اسمي ندارند وآيا فرزندي به گواهي تاريخ به اسم علي اصغر وجود داشته يانه ؟ وچرادر بازار ملا اسمي از اين ياران گفته نمي شود ؟؟؟

٨: چرا همانند حسين گفت اگر دين نداريد آزاد مرد باشيد لااقل   زندانيان سياسي را آزاد نمي كنيد كه آزادمرد باشيد شما ها كه نه آزاده هستيد نه دين داريد؟؟؟

٩: چرا ٣٦٠روز سال مثل يزيد زور گفته مي شود ،پول جمع مي شود وبخاطر يه مشت پول هم هر حقي پنهان مي شود؟؟؟

١٠: آيا با اين پنج روز عزاداري وگريه كه همه مي دانيم واقعي نيست ، تمام ظلم و قضاوت هاي آخوندها توجيح مي شود؟؟؟

١١: آيا در كشوري كه اين همه آدم در كنار خيابان ها زندگي مي كنند وكليه فروشي وتن فروشي و بي كاري و وجنايت ومواد مخدر و بسياري ديگر كه مثنوي هفتاد پند مي شود

نيازي به اين همه عزاداري مي باشد؟؟؟

١٢: آيا نيازي نيست كه ما براي كشور خود عزاداري كنيم كه از جهان عقب افتاده ايم ، كشوري كه مركز مهد وتمدن چند هزار ساله بوده؟؟؟

١٣: آيا يزيد بيشتر كشت يا ملايان صفوي وامروزي ولايت فقيه ؟؟؟

١٤: آيا حسين براي پدر ومادر خويش هم اينطور عزا داري مي كرد؟

١٥:آيا سند صحيحي وجود دارد؟كه يك امام آن زمان بازي هاي امروزي را نمايش داده باشد ؟؟؟

١٦: آيا حسين كه در روز عاشورا نه آب داشت نه غذا شمايي كه خود را شيعه او مي دانيد اون روز حاضر هستيد نه آب بخوريد نه غذا ، يا به دليل گوشت نخوردن در يك سال آن روز را گوشت مي خورديد !!!!

١٧: آيا خامنه ايي وسران يزيد اين زمان همچون اسد وپوتين و حزب الله ومقتدا صدر و نوري مالكي ورهبر كره شمالي و مراجع شكر فروش قم ومشهد ونجف وكربلا و آخوندها واطلاعات وجاش هاي امروزي وسايرين دزدان نجومي

آيا تا به حال گذاشته اند كسي از آنهاانتقادي كوچك داشته باشند؟؟؟يا همانند شمر سر مي برند ؟؟؟ واگرم كسي انتقاد داشته همان طور نبوده كه با اعدام وجنايت وآدم كشي وزنداني طولاني مدت همراه بوده!!!

١٨: آيا ميلياردها خرج و مصارفي كه در اين ده روز دُكان داري مصرف مي شود خرج بازسازي كشور كنند بهتر است يا خرج مداح عرعركننده  ؟؟؟

١٩: آيا بچه هاي امروزه در خاورميانه كه كشت مي شوند توسط شما ويارانتان همانند فرزندان حسين هم مگر نيستند كه بي گناه توسط استكبار از بين مي روند؟؟؟

٢٠: آيا واکنش حوزه به اختلاسهای به املاک نجومی، به فساد اداری به رشوه خواری ها به  فقر و فلاکت به کلیه فروشی ، به داستان سرایی های جنسی یالثارات به فحاشی های زنجیره ای مداحان چگونه بوده؟؟؟ آیا شما سراغ دارید که این آخوند های حکومتی اشاره ای گذرا به فساد، فاسدان حاکم بکنند و از ما بخواهند که حسینی عمل کنیم،؟

قطعا این گونه نبوده و این گونه نخواهد شد.

التماس تفكر!!!

احسان فتاحي

برنامه روز دوشنبه 10 اکتبر 2016 برابر با 19 مهرماه 1395

پخش سخنان مسيح علي نژاد در پارلمان اروپا عليه حجاب اجباری برای زنان در ايران.

گفتگو بامهوش علاسوندی (نهاد مادران عليه اعدام ) در مورد 10 اکتبر روز جهانی عليه اعدام.

برای دانلود فايل صوتی روی فلش کليک کنيد.

اعدام بس است ولایت فقیه

img_2414به قلم :احسان فتاحی
اگربه سرچشمه دستوراعدام ها ازابتداانقلاب ایران بنگریم می توان نام روح الله موسوی خمینی، رهبر و معمار رژیم جمهوری اسلامی رانام برد. طی صدور حکم پیوست در مرداد ۶٧، فرمان قتل عام زندانیان سیاسی در سراسر ایران را صادر کرد. در این حکم که به گفته آیت الله منتظری، در ۶ مرداد ١٣۶٧ صادر شده است، خمینی، حسینعلی نیری رئیس حکام شرع اوین را به ریاست هیئت ‌قتل عام زندانیان سیاسی منصوب می کند. خمینی در بخشی از این حکم می نویسد:«…کسانی که در زندان‌های سراسر کشور بر سر موضع نفاق خود پافشاری کرده و می‌کنند، محارب و محکوم به اعدام می‌باشند و تشخیص موضوع نیز در تهران با رای اکثریت آقایان حجه الاسلام نیری دامت افاضاته (قاضی شرع) و جناب آقای اشراقی (دادستان تهران) و نماینده‌ای از وزارت اطلاعات می‌باشد.»

خمینی در این حکم خواستار به کارگیری نهایت وحشی‌گری شده و فرمان می‌دهد:

«..رحم بر محاربین ساده‌اندیشی است. قاطعیت اسلام در برابر دشمنان خدا از اصول تردید‌ناپدیر نظام اسلامی است. امیدوارم با خشم و کینه انقلابی خود نسبت به دشمنان اسلام، رضایت خداوند متعال را جلب نمایید. آقایانی که تشخیص موضوع به عهده آنان است، وسوسه و شک و تردید نکنند و سعی کنند “اشدا علی‌الکفار” باشند. تردید در مسائل اسلام انقلابی، نادیده گرفتن خون پاک و مطهر شهدا می‌باشد.»

خمینی همان موقع در ذیل نامه‌ی دیگری در پاسخ به پرسش‌های موسوی اردیبلی در رابطه با چگونگی اجرای فرمان او برای قتل‌عام زندانیان سیاسی، می‌نویسد:

«…هرکس در هر مرحله اگر بر سر نفاق باشد حمکش اعدام است، سریعاً‌ دشمنان اسلام را نابود کنید، در مورد رسیدگی به وضع پرونده‌‌ها در هر صورت که حکم سریعتر انجام گردد همان مورد نظر است.» امیدوار کننده نیست: “بعد از به قدرت رسیدن رئیس خامنه ای براعدام ها درطی این چندین سال افزوده شد

وهمچنین با رئیس جمهور شدن حسن روحانی در سوم اگست ۲۰۱۳، در کنار ادامه محدودیت های زیاد بر آزادی های مطبوعات، گردهم آیی ها و آزادی مذهبی، شمار اعدام ها نیز در این کشور افزایش یافته است”.

سازمان عفو بین الملل با انتشار گزارش سالانه در مورد وضعیت اعدام در جهان، نسبت به افزایش مجازات اعدام در کشورهای مختلف از جمله ایران هشدار داده بود.

به گزارش عفو بین الملل، ایران با ۲۸۹ مورد اعدام رسمی و ۴۵۴ مورد اعدام غیر رسمی (جمعا ۷۴۳ مورد اعدام)، در زمرۀ کشورهایی با بالا‌ترین میزان اعدام و در کنار عربستان سعودی (حداقل ۹۰ مورد اعدام)، عراق (حداقل ۶۱ مورد اعدام) و آمریکا (۳۵ مورد اعدام)، قرار دارد.

بر اساس تحقیقات عفو بین الملل، در سال ۲۰١۵ تعدادی از کشور‌ها برای مقابله با تهدیدات واقعی یا خیالی علیه امنیت دولتی مثل تروریسم و جرایم داخلی، به مجازات اعدام متوسل شده‌اند. به گفتۀ سلیل شتی، دبیرکل عفو بین الملل، «شرم آور است که تعداد زیادی از کشورهای جهان، به خاطر مبارزه با تروریسم یا سرکوب بی‌ثباتی داخلی، با زندگی آدم‌ها بازی کرده و باعث مرگ آن‌ها شوند.»

به اعتقاد دبیرکل عفو بین الملل، «آمار‌ها، خود گویا هستند و نشان می‌دهند که مجازات مرگ به امری مربوط به گذشته تبدیل می‌شود. آن دسته از معدود کشورهایی که همچنان اعدام می‌کنند، باید نگاهی جدی به آینه انداخته و از خود بپرسند که آیا می‌خواهند به نقض حقوق انسان برای زندگی ادامه دهند یا به کشورهایی که این مجازات بی‌رحمانه و غیر انسانی را کنار گذاشته‌اند، ملحق شوند.»

«آمار اعدام در سال ۲۰١۵در ایران افزایش نگران کننده‌ای داشته، به ویژه در رابطه با آمار اعدام افراد زیر ۱۸ سال و نیز اعدام‌های مربوط به مواد مخدر. عفو بین الملل در سال گذشته مجموعاً ۷۴۳ مورد اعدام را در ایران ثبت کرده که از این رقم ۲۸۹ اعدام مربوط به مواردی است که توسط رسانه‌های نزدیک به حکومت اعلام شده و ۴۵۴ اعدام دیگر از طریق منابع معتبر و رسانه‌های حقوق بشری و تحقیقات عفو بین الملل حاصل شده است.»

گزارش های عفو بین الملل نشان می‌دهد که حداقل ۱۴ نفر از نوجوانان بزهکار زیر ۱۸ سال در سال گذشته در ایران اعدام شده‌اند. به گفتۀ وی، نزدیک به ۵۰ درصد اعدام‌های سال ۲۰۱۵ مربوط به جرایم مواد مخدر بوده که در مغایرت کامل با تعهدات بین المللی حقوق بشری دولت ایران است.

بر اساس گزارش سالانۀ عفو بین الملل، در منطقۀ خاورمیانه، کشورهای ایران، عربستان سعودی و عراق، ۹۰ درصد تعداد اعدام‌ها در منطقه و ۷۲ درصد کل اعدام‌ها در جهان (به جز چین) را انجام داده‌اند.

معاون دادستان تهران فرموده بود «اجرای احکام در ملاء عام نقش پیشگیرانه دارد و قوه قضائیه یا مجرمان به خصوص با متجاوزان به عنف به طور قاطع و سریع برخورد می کند. دستگاه قضایی هر جایی که صلاح بداند احکام را در ملاء عام اجرا می کند.»

این سیاست جزایی بیش از سه ونیم دهه است که در ایران اعمال می شود و نه تنها درباره متهمان به جرایم عمومی که، همانطور که در ابتداگفتیم به ویژه در دهه ۱۳۶۰، درباره متهمان سیاسی؛ چه در میدان ها چه در اماکن عمومی و از جمله استادیوم های ورزشی و در بسیاری از موارد به صورت به دار کشیدن دسته جمعی با نصب داربست یه به کار گرفتن جرثقیل.

رسانه های خبری دولتی هم همواره مردم را به شرکت در مراسم اجرای حکم اعدام دعوت می کردند و سعی در افزایش رقم حاضران در آن مراسم داشته و دارند.

اینکه چه گروه هایی از مردم به میل خود برای دیدن چنین صحنه های طاقت فرسا و وحشیانه، شتاب می کنند و رقم واقعی آنان صدها تن یا هزاران نفر است، موضوع این نوشته نیست. تجزیه و تحلیل شخصیّتی، روانی، فرهنگی و اجتماعی این مردمان هم کار روانشناسان، روانکاوان و جامعه شناسان است.

چگونه گیوتین و چوبه دار از سطح شهرها برچیده شد؟

ولی رویدادهای تاریخی در جامعه های گوناگون، به ما آموخته اند که تا داربست های گیوتین و چوبه های دار در میدان ها و خیابان ها و اماکن عمومی بر پا بودند، همواره گروه هایی از مردم از سر کنجکاوی یا به لحاظ خشم یا نفرتی که درباره فرد محکوم به اعدام در خود احساس می کردند، حاضر و ناظر چنان صحنه هایی بوده اند.

اما چگونه شد که گیوتین و چوبه دار و انواع دیگر نمایش های وحشیانه از سطح شهرها برچیده شد و محل اجرای حکم اعدام به داخل زندان ها انتقال یافت.

تحول و دگرگونی شگرفی که از اواخر قرن ۱۹ در اصول حاکم بر حقوق جزای کلاسیک و فلسفه مجازات، الهام گرفته از احکام و تعلیمات مذهبی، صورت گرفت، در اتخاذ این تصمیم تأثیر قطعی داشت.

طی قرون متمادی مجرم انسانی است تبهکار و مردود و مطرود از جامعه، که به لحاظ زشتی و شناعت عملی که مرتکب شده، مستوجب زجر و عقوبت است. فلسفه مجازات هم مبتنی بر تلافی و انتقام است و از این رو مجازات نظیر عمل مجرمانه است (قصاص) و در مواردی هم شدیدتر از آن. بدینسان هدف مجازات تنبیه مجرم است و تنبه دیگران.

ولی حقوق جزای مدرن مجرم را در غالب موارد قربانی شرایط و اوضاع و احوال تربیتی، فرهنگی، روانی، اجتماعی و اقتصادی که در آن زیسته است، به شمار می آورد.

هدف از مجازات هم دیگر عذاب و عقوبت نیست بلکه اصلاح مجرم است و امکان بازگشت وی به زندگی اجتماعی. در چنین زمینه ای است که مجازات‌های سالب آزادی جانشین مجازات های بدنی می شوند.

زندان مکانی است که هم به مجرم فرصت اندیشیدن درباره گذشته اش و ارزیابی نتایج عمل زشتی که مرتکب شده را می دهد و هم مجال بازسازی آینده ای بهتر و طرحی نو در انداختن برای زندگی دیگر.

این تحولات حقوقی بر محور شناسایی شخصیّت و کرامت انسان و مقارن با تصویب اعلامیه جهانی حقوق بشر صورت می پذیرد. در ماّده ۱ اعلامیه می‌خوانیم که: «تمام افراد بشر آزاد به دنیا می آیند و از لحاظ کرامت و حقوق باهم برابرند.»

ماده ۵ درباره منع شکنجه و مجازات های بدنی است: «هیچ کس نبایستی تحت شکنجه، مجازات ها یا رفتارهای وحشیانه، غیر انسانی و اهانت آمیز قرار گیرد.»

بدینسان مجازات های بدنی یکی پس از دیگری از قوانین مجازات و صحنه زندگی اجتماعی محو می شوند و در نهایت در سال ۱۹۸۴ مجمع عمومی سازمان ملل متحد کنوانسوین ضد شکنجه را به تصویب رساند که در آن علاوه بر شکنجه به معنای کلاسیک آن، مجازات های بدنی زیر عنوان «مجازات ها و رفتارهای وحشیانه، غیرانسانی و اهانت آمیز» هم در حکم شکنجه تلقی شد و مستوجب تعقیب کیفری و مجازات در همه کشورهای عضو این کنوانسیون، اعم از اینکه شکنجه و مجازات های بدنی در قلمرو آن کشورها اتفاق افتاده باشد یا در کشور دیگر.

ماده ۱ این کنوانسیون تصریح می کند که: «شکنجه هر نوع عمل عمدی است که در انسان تولید درد یا رنج شدید بدنی یا روانی کند اعم از اینکه برای گرفتن اقرار باشد و یا به عنوان مجازات.»

طی سالیان گذشته بیش از ۳/۴ کشورهای عضو سازمان ملل به این کنوانسیون ملحق شده اند. در نتیجه در کشورهایی هم که مجازات اعدام لغو نشده، اجرای حکم اعدام بایستی به شیوه ای صورت گیرد که مشمول ماده ۱ کنوانسیون ضد شکنجه نباشد.

دیگر اینکه ارتکاب جرم انسان را از انسانیت خلع نمی کند. کرامت، شرافت، حیثیت و شأن انسان با ارتکاب جرم سلب و محو نمی شوند. اجرای حکم اعدام نبایستی موجب هتک حیثیت و آبروی فرد محکوم و خانواده اش بشود.

چه اهانتی بالاتر و شدیدتر از اینکه مجرم را در انظار عمومی به دار بکشند، سنگسار کنند، شلاق بزنند. او هم همچون دیگر انسانها دارای پدر، مادر و شاید همسر و فرزند است. چرا مجازات وی به رسوایی خانواده و خویشان او بینجامد؟

اما عواقب و آثار اجرای مجازات میانه مردم به آنچه گفته شد محدود نمی شود. صدمات و ضایعات اخلاقی و فرهنگی و اجتماعی که این نمایش های وحشیانه طی سه دهه گذشته برای جامعه ایران به بار آورده نیاز به ده‌ها تحقیق و بررسی دارد. در این نوشته تنها به این نکته بسنده می کنیم که بر خلاف گفته معاون دادستان تهران «اجرای حکم در ملا عام نقش پیشگیرانه» ندارد و دلیل آن آمار جرم و جنایت در ایران در سه دهه گذشته است.

زندا‌های ایران انباشته از زندانی است. رقم اعدام به ویژه طی ۵ سال گذشته سه برابر شده و به طور متوسط روزانه یک تن در ایران اعدام می‌شود، گذشته از اعدام های مخفی هم که خبر آنها گاهی اوقات به بیرون از زندان‌ها درز می کند.

جمهوری اسلامی با در نظر گرفتن نسبت رقم اعدام با جمعیت ایران، قهرمان جهان است. اگر اعدام و از جمله اعدام های خیابانی جنبه باز دارنده داشت، علّت این قوس تصاعدی چیست؟

٣٧سال است که قانون مجازات اسلامی با مجازات های قرون وسطایی نظیر «آویختن به دار، قطع دست راست و سپس پای چپ، مصلوب کردن به مدت سه روز، رجم (سنگسار)» و دیگر مجازات‌های وحشیانه به صورت «آزمایشی» به مورد اجراء گذاشته شده و مسئولان قضایی و اجرایی به عیان می بینند که تنها با شدت مجازات نمی توانند با پدیده پیچیده ای چون جرم و جنایت مبارزه کنند، ولی همچنان بر اجرای سیاست جزایی شکست خورده خویش اصرار می‌ورزند.

ما بارها و بارها گفته و نوشته ایم که مبارزه با جرم، موکول بر از میان بردن و ریشه کن کردن عوامل فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی جرم زا در جامعه است.

در جامعه ای غرق در فساد، بیکاری، تورم، فقر، خشونت، هرج و مرج، بی‌قانونی، تبعیض و . . . چگونه می توان تنها با بالا بردن میزان مجازات از وقوع جرم و جنایت جلوگیری کرد؟ در جامعه ای که رقم دزدی و اختلاس از خزانه عمومی سر به میلیاردها تومان می زند و رسانه های خبری اجازه ندارند که هویت متهمّان را هم فاش کنند، صرف اینکه در قانون مجازات سرقت «در مرتبه اوّل قطع چهار انگشت دست راست» تعیین شود و گاه وبیگاه انگشتان بینوایی را هم قطع کنند، مانع از افزایش روزافزون سرقت و دیگر جرایم مالی نشده و نخواهد شد.

سخن آخر اینکه سیاست جزایی یک دولت، تابعی است از متغیر رابطه دولت و شهروند.

سیاست دولت برخاسته از رأی آزاد اکثریت مردم و مسئول در برابر تمامی شهروندان، بر محور حکومت قانون، رعایت حقوق و آزادی های اساسی شهروندان، گفت و گو، تفاهم و توافق با جامعه مدنی در پیدا کردن راه حلّ برای پاسخ گویی به مطالبات مردم تنظیم می‎شود. اعمال خشونت در این سیاست جایی ندارد و برقراری نظم و مبارزه با خودسری و بی‌قانونی به مدد اقتدار حکومت تأمین می شود.

اما حکومتی که برگزیده اکثریت مردم نیست و خود را در برابر آنان مسئول نمی داند و درهمه عرصه های زندگی خصوصی و عمومی مردم دخالت می کند و اساس سیاست خود را به جای گفت و گو و تفاهم بر تحمیل و زور و فشار می گذارد و با تبلیغ و ترویج خشونت جوی از ترس و وحشت را بر جامعه مقرارمی دهد، خود در چنبره خشونت گرفتار خواهد شد. زیرا «آن کس که باد بکارد، طوفان درو خواهد کرد.»

  • روزنامه نگاروفعال حقوق بشر