مرگ سرنوشتی گریز ناپذیر و عبرتی برای همه

Bildergebnis für ‫ابراهیم احراری‬‎استاد ابراهیم احراری فعال سیاسی
نمی دانم آیا از مرگ آیت الله رفسنجانی شادمانی کنم یا متاثر بشوم که ایکاش فرصت توبه وجبران را از دست نمی داد ظاهرا بسیاری از اسرار پنهانی و مخوف نظام ضد بشری ولایت فقیه را با خود از این دنیا برد .اما گاه گاهی نسبت به آنچه در ایران و جهان می گذشت واکنش های مثبتی نشان می داد . روی هم رفته این اواخر رقیب خطرناک و قدرتمندی در برابر خامنه ای ضحاک و قدرت همراهش بود……شاید برگ برنده ای در برابر دیکتاتوری مذهبی ایران از دست رفت ولی این خود نشان از واقعیت گریز ناپذیر مرگ برای همه دارد مخصوصا ستمگرانی که تصور می کنند جاودانه خواهند ماند ! و بعد از مرگ زمان حساب و کتاب فرا خواهد رسید و بد به حال کسانی که در این محاسبه ببازند…..آنچه بیش از هر چیز الان ذهنم را درگیر کرده , خاطرات تلخ و غمبار گذشته است…هزاران اعدام ناجوانمردانه دهه 60 در دوران ریاست مجلس رفسنجانی …..اعدام مظلومانه و توحش بار مشایخ قدرت الله جعفری و ناصر سبحانی درآخر دهه60 در دوران ریاست جمهوری رفسنجانی….شهادت مسجد جامع شیخ فیض مشهد و کشتار وحشیانه نمازگزاران و حافظان قرآن در مسجد مکی زاهدان در اوایل دهه 70….. بدنبال آن شدت گرفتن ماشین ترور و به عبارتی قتل های زنجیره ای بویژه از رهبران ودانشمندان اهل سنت در اواخر دوران ریاست جمهوری رفسنجانی ….چگونه ترور مظلومانه شهید ضیایی رهبر اهل سنت جنوب , شهید دکتر احمد سیاد دانشمند نابغه و بزرگ حدیث , ترور استاد اخلاق شهید فاروق فرساد , ترور مجاهد بزرگ و ابر مرد اهل سنت ایران شهید مولانا عبدالملک ملازاده , ترور استادم امام جمعه خراسان جنوبی شهید مولانا عبدالعزیز الهیاری , ترور همسایه و دوست وفامیل شهید دکتر عبدالعزیز کاظمی , ترور جنون آمیز امام جمعه مسجد شیخ فیض مشهد شهید مولانا موسی کرمپور …..و ده ها تن از رهبران اهل سنت را فراموش کنیم ؟!!! واگر باور کنیم رفسنجانی در این جنایت ها شریک نبوده ولی سکوت مرگبار ایشان از یک طرف و مسوولیت های کشوری که داشته است نمی تواند وی را از این اتهامات تبرئه نماید…….اما مطلب دیگری که در این لحظات قابل توجه هست : به دام افتادن آیت الله هاشمی رفسنجانی در پروژه تروری هست که روزی نام خود ایشان در طراحان ترورهای مشهور از جمله دکتر قاسملو و دکتر شرافکندی بود همانگونه که احمد خمینی قربانی دامی شد که خود روزی درآن شریک بود……اگر خامنه ای و همراهانش اندکی فکر می کردند و دور اندیش باشند دست از ستم و خرافه پروری و جنایت و استبداد برخواهند داشت و با انتخاباتی آزاد می گذارند تا مردم ایران بدون جنگ و خونریزی خودشان سرنوشت آینده شان را در صلح و صفا و همزیستی برگزینند.
ابراهیم احراری
یکشنبه شب 19 دی ماه 1395

همسر شریعتی در شصت‌وهفتمین روز اعتصاب غذا: خونریزی روده دارد و از درد نمی‌تواند صحبت کند

Image result for ‫همسر علی شریعتی در شصت و هفتمین‬‎
همسر علی شریعتی در شصت و هفتمین روز از اعتصاب غذای این  زندانی سیاسی با ابراز نگرانی از وضعیت جسمی همسرش خبر داده که او در بهداری اوین دچار خونریزی روده شده است. خانواده علی شریعتی هفته گذشته در نامه‌ای اعلام کردند که اگر به وی مرخصی استعلاجی داده شود، او به اعتصاب غذایش پایان خواهد داد اما مسئولان قضایی آشکارا با نادیده گرفتن این اعتصاب و وضعیت خطرناک شریعتی، هنوز حتی به سراغ وی نیز نرفته‌اند.
مادر علی شریعتی روز پنجشنبه شانزدهم دی ماه به کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران گفت که هنوز هیچ یک از مسئولان قضایی و یا زندان برای توجه به خواسته های علی شریعتی و یا برای پرسیدن دلیل اعتصاب غذای او پیشقدم نشده اند.
شایسته سادات شهیدی گفت: «علی همچنان در بهداری زندان اوین بستری است و وضعیتش روز به روز بدتر می شود ولی هیچ مسئول و مقامی تا به حال نرفته که دلیل اعتصاب غذا را بپرسد و یا بپرسد چه خواسته ای دارد.»
خانم شهیدی با اشاره به اینکه فرزندش به دلیل شرکت در یک برنامه مسالمت آمیز در اعتراض به «اسیدپاشی بر روی زنان» بازداشت، محاکمه و به پنج سال زندان محکوم شده، گفت: دلیل اعتصاب غذای علی شریعتی این است که این حکم را «غیرقانونی و غیرمنصفانه» می داند و خواستار رسیدگی مجدد به پرونده است.
در همین حال محمود صادقی نماینده مجلس نیز در صفحه توییتر خود خبر داده است: پیگیر پرونده علی شریعتی هستم اما هنوز به نتیجه‌ای نرسیدم.
مطهره پارسی، همسر علی شریعتی نیز، روز جمعه و در شصت و هفتمین روز اعتصاب غذای همسرش در توییتر نوشت که علی شریعتی در شصت و هفتمین روز اعتصاب غذا در حالی که با ویلچر حرکت می‌کرده، طی تلفن کوتاهی به خانواده اش گفته است که دچار خونریزی روده شده و از شدت درد قادر به صحبت کردن نبوده است.
تعداد زیادی از کاربران توییتر روز چهارشنبه پانزدهم دی ماه با ترند کردن هشتگ SOSALI# و روز جمعه با ترند کردن هشتگAll4Ali# حمایت خود را از علی شریعتی نشان دادند و تلاش کردند صدای دادخواهی علی شریعتی را به گوش مردم و مسئولان قضایی برسانند.
علی شریعتی فعال سیاسی و مدنی اصلاح طلب از روز بازداشت و اجرای حکمش در ۱۰ آبان ۱۳۹۵ و در اعتراض به حکم پنج سال زندان «ناعادلانه» اش دست به اعتصاب غذا زده است. علی شریعتی طبق حکم دادگاه تجدید نظر که در خرداد ماه ۱۳۹۵ ابلاغ شد به اتهام اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی «از طریق شرکت در تجمع ۳۰ مهرماه ۱۳۹۳ مقابل مجلس شورای اسلامی علیه اسید پاشی» به پنج سال زندان محکوم شده است. او که در ۲۹ بهمن ماه ۱۳۹۳ بازداشت و در تاریخ ۲۷ اردبیهشت ماه ۱۳۹۵ به مرخصی آمده بود، روز ۱۰ آبان سال جاری(۱۳۹۵) مجددا بازداشت و برای گذراندن حکمش به زندان اوین منتقل شد اما بلافاصله و از همان روز بازداشت در اعتراض به اجرای چنین حکمی، اعتصاب غذا کرد.

علی‌رغم نظر پزشک متخصص، ماموران سپاه آرش صادقی را به زندان منتقل کردند

ماموران سپاه پاسداران که در بیمارستان طالقانی حضور داشتند مانع از درمان آرش صادقی شدند.
به گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران، نیروهای امنیتی که در بیمارستان طالقانی حضور داشتند با نظر پزشک معالج که خواستار بستری شدن این زندانی سیاسی در بیمارستان شده بود، مخالفت کرده و آرش صادقی را به زندان اوین منتقل کردند
ماموران امنیتی با اعلام اینکه ما تصیمیم گیرنده هستیم آیا آرش درمان شود یا نه وی را مجددا به زندان اوین منتقل کردند.
روز جاری، آرش صادقی به بیمارستان طالقانی منتقل شده و مراحل اولیه معاینه از جمله آندوسکوپی معده انجام شده است؛ اما مسئولان علیرغم افت فشار شدید و وخامت حال این زندانی سیاسی، همچنان از بستری کردن وی در بیمارستان خودداری کرده‌اند و همسر او، گلرخ ایرایی مجبور به ترک بیمارستان شده است.
همچنین دادستانی طی تماسی به وثیقه گذار و وکیل خانم ایرایی، این فعال حقوق بشر را به زندان احضار کره و از عدم تمدید مرخصی وی خبر داده‌اند.
آرش صادقی با توجه به ازکارافتادن بیش از ٧٠ درصد کلیه‌ها، چسبندگی روده، آریتمی قلب، عفونت ریه و به‌طورکلی خارج شدن عملکرد بدن از روند طبیعی، در وضعیت وخیمی قرار دارد و می‌بایست برای مدتی طولانی در خارج از زندان تحت درمان قرار گیرد.
این زندانی سیاسی در نامه‌ای که پیش‌تر از سوی تارنگار حقوق بشر در ایران منتشر شد، به‌تفصیل درباره دلایل اعتصاب غذای خود توضیح داده و با انتشار یادداشتی به نقض قانون مکرر در روند پرونده همسرش اشاره کرده بود.

پاسخ همسر احمد منتظری به اتهام‌زنی مکارم: اگر دادگاهی بی‌طرف سراغ داشتم شکایت می‌کردم

زهرا ربانی املشی، عروس مرحوم آیت‌الله‌العظمی منتظری در نامه‌ای به مکارم شیرازی، به اتهام‌زنی‌های وی پاسخ داده و با تاکید بر اینکه این اتهامات حتی در نهادهای امنیتی و بازجویی‌ها نیز مطرح نبوده است، از وی خواسته که چنانچه مدارکی در اختیار دارد آنها را منتشر کند تا شنوندگان نسبت به مبانی استدلالی مکارم شیرازی در استنباط احکام الهی سست نشوند.
به گزارش کلمه، همسر حجت‌الاسلام‌والمسلمین احمد منتظری در نامه خود از زبان همسرش نوشته است که اکنون اگر قرار است امر به معروف و نهی از منکر و گفتن حق و حقیقت جرم باشد این هزینه را هم مثل سایر هزینه‌ها به جان می‌خرم و “ربّ السجن احبّ الیّ مما یدعوننی الیه”.
حجت‌الاسلام‌والمسلمین احمد منتظری، فرزند مرحوم آیت‌الله‌العظمی منتظری به دلیل انتشار فایل صوتی جلسه آیت‌الله منتظری با مسئولین قضایی در سال ۶۷ در سایت و کانال تلگرامی به ۲۱ سال حبس تعزیری و سه سال خلع لباس روحانیت محکوم شد. دادگاه احمد منتظری پس از بارها بازجویی در مهرماه سال جاری برگزار شده بود.
مردادماه امسال پس از انتشار فایل صوتی آیت‌الله منتظری، احمد منتظری اعلام کرد به اتهام انتشار فایلی صوتی از جلسه آیت‌الله منتظری با مسئولین قضایی در سال ۶۷ در سایت و کانال تلگرامی مرحوم آیت الله منتظری به دادگاه احضار شده است.
متن این نامه که برای انتشار در اختیار کلمه قرار گرفته را با هم می‌خوانیم:
بسمه تعالی
حضرت آیت الله مکارم شیرازی
سلام علیکم؛ جنابعالی در ملاقات مورخ ۱۴/۱۰/۹۵ با دادستان کل کشور، در باره انتشار فایل صوتی مرحوم آیت الله منتظری، مربوط به اعدام چند هزار زندانی که در حال گذراندن دوران محکومیت خود بودند، مطالبی را به شرح زیر فرمودید:
«این در واقع یک حرکت انتقامی از سوی این گروه است، اینها می‌گویند که ما باید انتقام خود را بگیریم ولو اینکه نظام از بین برود، اینها واقعا حرکت انتقامی دارندکه نباید کوچک شمرده شود، بلکه باید آن را بزرگ دید؛ به ویژه هماهنگی که بین اینها و خارج وجود دارد باید خیلی جدی با این مسئله برخورد کرد تا تکرار نشود این مسئله ضربه به امام، نظام و انقلاب بود».
در این باره چند نکته را متذکر می‌شوم:
۱- در چند جمله بالا، حداقل هفت اتهام را مطرح فرموده‌اید: “وجود یک گروه” که به “قصد نابودی نظام” “هماهنگ با خارج” “حرکت انتقامی” “ضربه به امام” ضربه به نظام” “ضربه به انقلاب”. بدون شک اگر دادگاهی بی‌طرف سراغ داشتم شکایت خود را به آنجا می‌بردم.
۲- گفتنی است در دادگاهی که پس از هشت جلسه بازجویی‌های چند ساعته و با توجه به گزارش‌های مراکز اطلاعاتی و امنیتی تشکیل شد، این اتهاماتی که شما به آقای احمد منتظری وارد کردید، یا مطرح نشد، یا با دلایل منطقی رد شده است.
۳- برای اتهامات سنگینی که ظاهراً حتی برای مسئولین اطلاعاتی و امنیتی و دادسرا و دادگاه مطرح نبوده یا ثابت نشده است ولی جنابعالی راحت مطرح فرموده‌اید، چنانچه مدارکی در اختیار دارید مناسب است آنها را منتشر فرمایید تا شنوندگان بیانات شما، نسبت به مبانی استدلالی جنابعالی در استنباط احکام الهی سست نشوند.
۴- جنابعالی در جواب سؤال آیا تهمت زدن به اهل بدعت جایز است؟ (حدیث…فباهتوا) فرموده‌اید: «سند روایت خالی از ابهام و اشکال نیست و مفهومش این است که در جایی که هیچ راهی برای دفع شرّ دشمنی نباشد، می‌توان از بهتان نیز استفاده کرد». (سایت خبر آنلاین) ظاهراً در این جا هم اولاً آقای احمد منتظری را بدعت‌گذار پنداشته‌اید و ثانیاً شرور که برای رفع آن به بهتان متوسل شده‌اید. (خلاف نظر فقهی خودتان)
۵- جنابعالی چگونه توانستید تهمت ضدنظام و ضدانقلاب را به ایشان وارد کنید د‌حالی‌که اگر قرار بود این تهمت‌ها به ایشان و خانواده‌شان بچسبد، هم امروز و هم در رژیم سابق، این همه خود و خانواده در معرض مشکلات و مصائب قرار نمی‌گرفتند.
۶- بحمد‌الله خانواده منتظری مفتخر است که علیرغم اشراف کامل ارگان‌های اطلاعاتی و امنیتی قبل و بعد از انقلاب، امروز هیچ نقطه ضعفی علیه آنان مطرح نشده است و کارنامه آنان در نظر مردم شفاف و پاک است و این اقدام همسرم نیز دفاع از حقوق مردم و آموزه‌های حیاتبخش دین رحمت بوده است.
و در پایان، از زبان همسرم می‌گویم که اکنون اگر قرار است امر به معروف و نهی از منکر و گفتن حق و حقیقت جرم باشد این هزینه را هم مثل سایر هزینه‌ها به جان می‌خرم و “ربّ السجن احبّ الیّ مما یدعوننی الیه”.
والسلام.
زهرا ربانی املشی
۱۸/۱۰/۱۳۹۵

برنامه روز يکشنبه 8 ژانويه 2017 برابر با 19 دی ماه 1395

گفتگو با جناب يوسف تقدس کارشناس IT + گفتگو با جناب پوريا ابراهيمی فعال حقوق بشر.

برای دانلود فايل صوتی روی فلش کليک کنيد.

 

گلرخ ها در جامعه ما چه بسیارند – نامه سرگشاده آرش صادقی


آدينه  ۱۷ دی ۱٣۹۵ –  ۶ ژانويه ۲۰۱۷

 

آرش صادقی زندانی سیاسی بند هشت زندان اوین که در هفتادودومین روز از اعتصاب غذا با مرخصی همسرش به این اعتراض پایان داد، همچنان علیرغم وخامت حالش، از اعزام به بیمارستان محروم و در این زندان به سر می برد. این زندانی شب گذشته بر اثر «افت فشار ۸ روی ۶، بالا آوردن خون و تنگی نفس» به بهداری زندان منتقل و حدود نیم ساعت با کمک دستگاه اکسیژن نفس کشید. آقای صادقی روز جاری در نامه ای سرگشاده با بیان قدردانی از حمایت طیف گسترده و مختلف شهروندان با توضیح تکمیلی در مورد بازداشت و ناعدالتی های اعمال شده در پرونده همسرش، توضیحاتی در مورد دلایل آغاز و پایان اعتصاب غذای خود ارائه داد.
متن کامل این نامه را در ادامه به نقل از هرانا بخوانید؛

“پس از ۷۲ روز اعتصاب غذا و پافشاری بر دو مطالبه جدی یعنی آزادی همسرم گلرخ ایرایی و همینطور اعاده دادرسی وی درتاریخ ۹۵/۱۰/۱۴ به اعتصاب غذای خود پایان دادم. در طی این مدت بسیاری از دوستان، روزنامه نگاران، فعالین سیاسی، فعالین مدنی و حقوق بشری، دانشجویان، دانش آموزان و هنرمندان، ورزشکاران، زندانیان سیاسی سابق و فعلی، معلمان و فعالین کارگری و اعضای محترم خانوده زندانیان و قربانیان ۸۸ و دهه شصت (مادران داغدار) با پیام های پر مهر خود و حمایت های صادقانه شان از من و همسرم، ما را در پیگیری خواسته مشروع مان یاری کردند و به ما قوت قلب دادند. امتنان از یکایک آن ها را وظیفه خود میدانم. بسیاری از این دوستان بودند که کتبا یا به طور شفاهی علاوه بر اعلام حمایت و همبستگی خود با نگرانی از من میخواستند برای حفظ سلامتی خود از اعتصاب غذا صرف نظر کنم و به شیوه های دیگر مطالبات خود را پیگیری کنم.
البته به دلیل شرایط جسمانی دوره اعتصاب موفق نشدم به نامه های پرمهر تمامی دوستان درد اشنا پاسخ بدهم که بدینوسیله از این بزرگواران پوزش میطلبم.
در رابطه با چرایی اعتصاب غذا و خواسته هایم لازم دیدم نکاتی چند را با دوستان درمیان بگذارم:

۱- پیش از هرچیز باید تاکیید کنم دلیل و انگیزه اصلی من از اعتصاب غذا بیش از انکه صرفا مطالبه ازادی یک فرد بیگناه باشد مطالبه یک حق انسانی و اعتراض به رویکرد ظالمانه و تمامیت خواهانه دستگاه امنیتی و سلب و نقض حقوق انسانی و شهروندی بوده و هست، مهم ترین اعتراض و نقطه تمرکز من، اعتراض به برگزاری دادگاهی غیابی و عدم اختصاص فرصت دفاع به همسرم و به طبع آن صدور حکم سنگین و فاقد ادله قضایی و عرفی و حتی شرعی علیه وی بوده است. که فراتر از همسرم گلرخ تمامی اصول اخلاقی و انسانی را مورد تعرض قرار داد.

ما با مجموعه ای در دستگاه امنیتی مواجهیم که حتی به قانون خود ساخته خود نیز پایبند نیستند نمونه ی آن موارد متعدد نقض قانون در پرونده همسرم از بازداشت و انتقال به خانه امن سپاه تا محاکمه غیابی در حالی که زیر تیغ جراحی بود و توان حضور در دادگاه را نداشت و پرونده پزشکی ایشان نیز به دادگاه ارائه شده بود تا بازداشت وحشیانه توسط همان ارگان و انتقال به زندان برای اجرای حکم غیر قانونی. از سوی دیگر همین آفات ناشی از ظلم و بی عدالتی تکلیف سنگینی را بر دوش این فرزند کوچک ملت ایران قرار داد تا با استفاده از همه توان خود و با توسل به تمامی راه های مسالمت امیز به این ظلم اعتراض کنم. چه اینکه رواج تداوم این رویکرد میتواند به معنای قربانی شدن بسیاری از زنان و مردان دیگر این مرز و بوم باشد که هیچ وجدان بیداری نمیتواند ان را تحمل کند.

۲- افزون بر اجحافی که در جریان بررسی پرونده علیه همسرم شکل گرفت بهانه قرار دادن و استناد به داستانی منتشر نشده در نقد سنگسار و ان هم لحاظ سنگسار به عنوان مقدسات که بنیان حکم ناعادلانه دادگاه غیابی قرار گرفت من را متقاعد ساخت که برای بازنمایی این خطای فاحش و باز اندیش درباره نسبت میان مسئله ای که هیچ گونه مبنای قانونی (مطابق همان قوانین خود ساخته جمهوری اسلامی) و شرعی نداشته باید گامی برداشت تا این رویه کثیف پرونده سازی متوقف و پایان پذیرد.

۳- نهایتا حمله خشونت بار تا به دندان مسلح مامورین اطلاعات سپاه و کوفتن در با میله سنگین به قصد شکستن درب منزل ما و انگیزه بازداشت و انتقال همراه با خشونت همسرم به زندان که از جهات بسیاری خود رفتاری غیر انسانی بود و البته در طی این سال ها به دفعات و در مورد بسیاری از دوستان و عزیزانمان شاهد این رفتارها و صدمات ناشی از ان بوده ایم مرا ناگزیر ساخت با در دست گرفتن جان خود بلندترین اعتراض ممکن را به این ظلم بیان کنم و دادخواهی همسرم را نزد هیئت منصفه ای به بزرگی ملت ایران و همه ی انسان های عدالت خواه دنیا ببرم.
به هر سه دلیل مورد اشاره گلرخ ایرایی همسرم پیش از آنکه به عنوان یک فرد و همسر من مطرح باشد، نمادی از همه دختران و زنان و حتی مردان این مرز و بوم است که حداقل حقوق بدیهی آنها نقض میشود و در عین بیگناهی قربانی میشوند مانند: زینب جلالیان، نرگس محمدی، آتنا دائمی، فهیمه اسماعیلی، مریم اکبری، فاطمه مثنی، آزیتا رفیع زاده، ریحانه طباطبایی، فریبا کمال آبادی، حاجر پیری، افسانه بایزیدی، ریحانه حاج دباغ، الهام فراهانی، مهوش شهریاری، علی شریعتی، سعید شیرزاد، کوروش زعیم، احمد عسگری، کیوان کریمی، سعید ملک پور، نوید کامران، بهنام موسیوند و بسیاری دیگر در گذشته و حال. افسوس که گلرخ ها در جامعه ما چه بسیارند که حتی شمارش موارد و مصادیق ستم علیه آن ها از توان من و این قلم خارج است.

میدانستم و میدانم که وظیفه دارم صدای همه آن ها باشم و از این پس هم به قدر توان و بضاعت خود در این مسیر میکوشم. در مورد همسرم نیز امیدوارم این بار با بررسی پرونده در دیوان زمینه تبرئه وی محیا شود که اگر به هر انگیزه ای و به رغم اذعان مسئولین قضایی مبنی بر بیگناهی وی نیروهای امنیتی بخواهند متعرض او شده و بار دیگر گلرخ را به زندان منتقل کنند وظیفه و مسئولیت خود در حمایت از گلرخ را در قالب اعتصاب غذای مجدد ادامه خواهم داد و به این بد عهدی پاسخ خواهم داد.

۴- نهایتا پیرامون سخنان اخیر دادستان تهران آنچنان که از طریق مطبوعات مطلع شدم گفته اند: در تاریخ ۹/۱۰/۹۵ مدیر کل زندان های استان تهران در رابطه با این محکوم درست همان روزی که فضا سازی ها برای این فرد افزایش یافته به دادستان نامه نوشت و با اعلام شکسته شدن اعتصاب غذا خواستار مرخصی وی شد همچنین در اخرین ملاقات ارش صادقی با نماینده دادستان تهران درخواست مرخصی وی اخذ شد و با توجه به فک اعتصاب در مسیر اقدام قرار گیرد.
اولا با توجه به دست نوشته اینجانب سه شنبه ۱۴/۱۰/۹۵ مبنی بر پایان اعتصاب پس از آزادی همسرم، در این تاریخ از طریق نماینده دادستان در اختیار ایشان قرار گرفته است. احتمال میدهم دادستان محترم فراموش کرده باشند تقویم رومیزی خود را از نهم دی ورق بزنند و به همین دلیل در محاسبه تاریخ پایان اعتصاب غذا دچار خطا شده اند.
ثانیا دادستان محترم تهران به خوبی اگاه هستند که من نه در طول ۷۲ روز دوره اعتصاب غذا و نه در پایان این دوره و آخرین ملاقات با نماینده دادستان حاضر به نگارش درخواست مرخصی اعم از استعلاجی و غیره نشده ام و اساسا در شرایط حاضر هیچگونه درخواستی درباره وضعیت خود نداشته ام.

برای تمامی مردم سرزمینم در اقصی نقاط دنیا بهترین ها را آرزو میکنم که شایسته ی بهترین ها هستند.

تکثیر “فاشیسم” و هیجانات جمعی و حکومتی به سبک قرن بیست و یك:

به راحتی نمی توان فاشیسم را یک مکتب فکری یا سیاسی به شمار آورد. شاید تنها بتوان گفت یک شیوه و حالتی از قدرت است. هر چند لغت “فاشیسم” ما را به یاد حکومت های ایتالیا و آلمان در نیمه اول قرن بیستم میلادی می اندازد که در جریان جنگ جهانی دوم شکست خوردند اما می توان نمود مفهوم آن را در تمام طول تاریخ مشاهده کرد.

فاشیسم امروز دیگر مثل گذشته در مقابل دیدگان مردم بصورت مستقیم و بی پرده، سرکوب و خشونت و بی رحمی را تبلیغ و ستایش نمی کند و در اثر تکامل، به شکل های پنهانی تر مسیر خود را طی می کند.

فرقی نمی کند که چقدر انسان خوب و باوجدانی باشید! اگر فاشیسم و هیجانات و محصولات برآمده از آن، بر محیط پیرامون شما غالب شود در اثر حجم بالای اطلاعات غلط که با سوءاستفاده از احساسات مردم گسترش می یابد، حقایق و دروغ با هم در می آمیزند و جای درست و غلط تغییر می کند. در آن میانه حتی ممکن است که انسان های با وجدان تر و وظیفه شناس تر، بیشتر تحت تاثیر هیجانات جمعی و فاشیسم قرار گرفته و اشتباهات بزرگ تری انجام دهند. قربانیان جامعه قبلی، در یک جامعه انقلابی که تحت تاثیر فاشیسم قرار گیرد به بزرگترین جنایت کاران و قربانی کنندگان تبدیل می شوند.

فاشيسم چیست؟
شناخت و تعریف دقیق فاشیسم تقریبا ناممکن است چرا که فاشیسم فاقد منطق بوده و نظم و اصول مشخصی ندارد. می تواند با تکیه بر ایده ها و احساسات مختلف و حتی متضاد به قدرت برسد و تکثیر شود. ایده ها و احساساتی نظیر میهن پرستی، نژاد پرستی، دین داری یا حتی دین گریزی، کینه های تاریخی و هر چیز دیگر.

گاهی افراد یا گروه هایی از دل مردم بیرون می آیند که با مردم همدردی و همراهی دارند و در شروع کار تنها یک جای کارشان ایراد دارد: آنها برخی حقایق را عمدا پنهان می کنند و با تاکید بر کمبود ها، شعارهایی ایده آل گرایانه و دست نیافتنی سر می دهند. پس از به قدرت رسیدن و در هر زمان که به مردم غالب شوند و رسانه ها را در اختیار گیرند بدون هیچ هراسی به دروغ گویی و قلدری می پردازند؛ چرا که بعلت نبود آزادی بیان دیگر هیچ حقیقتی قابل اثبات و هیچ جرمی قابل پیگرد نخواهد بود و زمانی که مردم بتوانند شرایط جدید را درک کنند دیگر دیر شده است و هراس عمومی و نفوذ قدرت این حاکمان و رهبران از شکل گیری هر خواست دموکراتیک متمرکز و اعتراض جمعی جلوگیری می کند.

البته به جهتی نباید زیاد نگران شد؛ به هر صورت تمامی حکومت ها و احزاب فاشیست محکوم به نابودی هستند. آنها دیر یا زود به دست خودشان نابود خواهند شد اما تا زمانی که بر امواج هیجانات و تعصب هایی جمعی، و تبادلات و معاملات جهانی سوار باشند از انجام هیچ جنایتی خودداری نمی کنند چرا که این نوع قدرت حتی در شرایط صلح و آرامش نیز همیشه در لبه پرتگاه جنگ و فروپاشی قرار دارد.

فاشيسم امروزي؛
امروزه دیگر فاشیسم به شکل گذشته آن نیست که در تقابل با سایر ایدئولوژی ها و مکاتب سیاسی رشد کند و شرایط اکثر کشورها طوری نیست که یک شخص به عنوان رهبر مقدس حزب فاشیست یک حکومت کاملا دیکتاتور و فاشیستی را شکل دهد. جریانات و حکومت های امروزی به شیوه های سازمانی، اشتراکی و حزبی یا گروهی و با تکیه بر یک مکتب سیاسی دیگر از فاشیسم پیروی می کنند.

از سوی دیگر و با فاصله های زمانی مشخص، یک موج پرقدرت هیجانی و احساسی که در اثر پخش یک سلسله اخبار و اطلاعات سازماندهی و چینش شده در سطح جهانی شکل گرفته و سپس بعلت ترس و اضطراب یا نفرت تشدید شده است، بعنوان یک نیروی جهانی به تمام حکومت ها و گروه های نیمه فاشیست امروزی قدرتی نو می بخشد.

مقابله با گسترش فاشيسم؛
برای مقابله با نفوذ و گسترش فاشیسم راه های مختلفی وجود دارند اما بعنوان یک انسان عادی و شهروندی معمولی تنها لازم است که بتوانیم خودمان را از امواج هیجانات جمعی و نفوذ رسانه هایی که خط مشی سیاسی دارند (حتی رسانه های جهانی) خارج کنیم و اجازه ندهیم که بیش از حد بر اعتقادات و تفکر ما اثر گذارند؛ و نیز توجه داشته باشیم که فاشیسم هیچگاه نمی تواند با افراد و گروه هایی که بدون توجه به حاکمان و سیاستمداران، صرفا در راستای اهداف و ارزش های انسانی فعالیت دارند، سازش کند. این یکی از نشانه های اصلی آن است. اگر بتوانیم درک و نگاهی داشته باشیم که ما را از دایره نفوذ شعارهای عوام فریبانه (پوپولیستی) خارج کند، فاشیسم قادر نخواهد بود که بر ما اثر بگذارد یا ما را کنترل کند.

*پی نوشت: این یادداشت نمی تواند کامل و بی نقص باشد.

سعید حسین زاده موحد ۱۳۹۵/۱۰/۱۸

علم‌الهدی: زن کارخانه‌ای است که خداوند خلق کرده تا آدم ایجاد کند!

Image result for ‫علم‌الهدی‬‎
 امام جمعه می‌گوید اختلاط میان زن و مرد در خانواده‌های مذهبی هم وجود دارد باید جدی گرفته شود. علم‌الهدی که معتقد  است زن‌ها ازدواج می‌کنند و در خانه در کانون زندگی‌شان مرد و آدم می‌سازند، می‌گوید که اگر چادر از سر دختران بکشند، او به عنصری هوس‌باز تبدیل می‌شود.
علم‌الهدی، در خطبه‌های امروز نماز جمعه گفت: طرح کشف حجاب بریتانیا برای تهی کردن کشور از نیروی انسانی است. به خاطر این‌که این زن‌ها و دخترخانم‌ها ازدواج می‌کنند، خانه‌دار هستند، این زن‌ها در کانون زندگی‌شان مرد می‌سازند، آدم می‌سازند، بشر پرورش می‌دهند، یک خانم پیرزن ۷۰ ساله، خودش حتی امضا کردن هم بلد نیست اما محصول تربیتی‌اش، محصول وجودش مهندس است، دکتر است، استاد دانشگاه است، عالم است، مجتهد است، ۷تا، ۸تا، ۱۰تا بچه دارد یعنی ۷، ۸ یا ۱۰ عنصر عظیم اقتصادی، فناوری و علمی به این کشور وجود او تحویل داده.
وی ادامه داد: اگر چادر از سر او بکشند، او را از خانه بکشند و به عرصه هوس‌بازی بکشانند، طبیعی است که در دامن او دیگر این‌همه نیروی انسانی پرورش پیدا نمی‌کند، کشور از نیرو تهی می‌شود و تنها دلیل آن این است که زن‌ها آدم ساز هستند، زن‌ها انسان‌ساز هستند، زن کارخانه‌ای است که خداوند خلق کرده برای این‌که انسان بیافریند و آدم ایجاد کند، این زن را از کانون عفت خانواده به یک عرصه هوس‌بازی کشیدن، این دیگر انسان و فناور و عالم و اندیشمند پرورش نمی‌دهد، این هوس‌باز پرورش می‌دهد، این عیاش پرورش می‌دهد؛ یک آدم لاابالی ولنگاری که همش شکمش و دردش شهوتش است به جامعه تحویل می‌دهد.
وی اختلاط بین زن و مرد را عاملی برای فساد خانواده‌ها دانست و گفت: ما که داد می‌زنیم برادران و خواهران، بیایید یک مقدار اصول دینی و اسلامی را در مسئله عفت و حجاب رعایت کنید در داخل خانواده‌های خودتان، این اختلاط بین زن و مردی که حتی متأسفانه در خانواده‌های مذهبی هم نفوذ کرده است؛ یک خواهر با حجاب انقلابی با یک مرد بیگانه آن‌هم آدم متدین حرف می‌زند مثل خواهری که با برادرش حرف می‌زند، این درست نیست.
امام جمعه مشهد با تأکید بر این‌که «باید آفت اختلاط زن و مرد در خانواده‌ها از بین برود»، گفت: درست است هر زن مسلمان خواهر مرد مسلمان است اما این خواهر و برادری برقرار نمی‌شود، اختلاط زن و مرد خطرناک است، جلسات خانوادگی و مهمانی‌هایی که حتی در خانواده متدینین، دختر خانم و عروس خانم جوان با صورت آرایش‌کرده مقابل برادرشوهر خود می‌نشیند و زانو می‌زند، این منشأ فساد در کانون یک خانواده متدین است، حداقل شما متدینین بیایید این آفت اختلاط زن و مرد را از زندگی خودتان بردارید.
وی گفت: توسعه بی‌حجابی بزرگ‌ترین نقشه دشمن است، هم کشور را از نیرو تهی کند هم ولنگاری را ترویج کند؛ آقای پسر جوان حزب‌اللهی نسل سوم انقلاب که در دل شور و هیجان این انقلاب و نظام بار آمده، اگر خدایی نکرده به دنبال یک صورت آرایش‌کرده و موهای پریشان یک دختر ولنگار راه افتاد، این دیگر نیروی با بصیرت این نظام نیست، این نیروی مقاوم این انقلاب نیست؛ می‌خواهد از این‌طرف سفره دین را از زیر پای جوانان ما جمع کنند، از آن‌طرف جامعه ما را از نیروی انسانی تهی کنند و بهترین طرح و ابزار، تجربه ۸۰ سال پیش دولت بریتانیا توسط مزدور چکمه به‌پای خشنش، رضاخان بوده است که می‌خواهند از طریق جنگ نرم وارد کشور کنند.
وی افزود: تا وقتی شماها به فکر این باشید که یک برنامه فرهنگی بدهید که حجاب درست کند، ۱۰ تا شوی لباس در اطراف این کشور درست می‌کنند، دخترها و زن‌ها را می‌کشانند به یک مسیر فسادی از همین شکل لباس که صدها برنامه فرهنگی شما برای حجاب سازی اثر نمی‌کند.
عضو مجلس خبرگان رهبری گفت: بعضی از این سیاسیون از خدا بترسند، پیغمبر از این‌ها بازخواست خواهد کرد، خیانت این است، همه هستی و زندگی، دنیا و مقام و قدرت نیست که شما برای قدرت‌یابی خودتان یک رسانه پوسیده‌ای را به دست بگیرید و به من عمامه به سر طلبه هم فحش دهید، این چه می‌شود؟ این کجا مشکل را حل می‌کند؟ شما یک‌مشت ولنگار را دور خودتان جمع کنید، اردوکشی سیاسی از یک‌مشت لاابالی بی‌بندوبار درست کنید که به قدرت برسید، بعد چی؟ چند وقت دیگر تو زنده‌ای؟ آقای لیدر حزب، چند وقت می‌خواهی زندگی کنی؟ آقای عضو جریان سیاسی لائیک و وابسته به غرب، چقدر می‌خواهی در این مملکت نفس بکشی که الآن بیایی بی‌بندوباری را ابزار کنی، جوان و دختر معصوم را به باد فساد بکشانی، با توسعه و ترویج بی‌بندوباری و بی‌حجابی که برای خودت اردوی سیاسی درست کنی؟

ضرب و شتم محمد صابر ملک رئیسی زندانی سیاسی اعتصابی زندان اردبیل

 محمد صابر ملک‌ رئیسی زندانی سیاسی بلوچ که هشتمین روز از اعتصاب غذای خود را در تبعیدگاه زندان اردبیل سپری می کند، به دلیل نگارش نامه و اعتصاب غذا توسط مسئول حفاظت این زندان مورد توهین و ضرب و شتم قرار گرفته است. این اقدام مسئولین زندان اردبیل درحالی انجام شد که آقای ملک رئیسی که به مدت یک روز با دستبند و پابند به میله پرچم در حیاط زندان اردبیل در سرما بسته شده بود علیرغم عوارض ناشی از آن و سپس اعتصاب غذا و ضرب و شتم هنوز حتی به بهداری منتقل نشده است.
به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، روز گذشته محمد صابر ملک‌ رئیسی زندانی سیاسی بلوچ زندان اردبیل که در اعتصاب غذا به سر می برد، به دلیل این اقدام اعتراضی و نوشتن نامه سرگشاده اش، توسط مسئول حفاظت این زندان مورد ضرب و شتم قرار گرفت.
یک منبع آگاه از وضعیت این زندانی سیاسی در تبعید در این باره به گزارشگر هرانا گفت: “در ابتدا مسئول حفاظت به دلیل نگارش نامه ای که در آن گفته بود به خاطر بسته شدن به میله وسط حیاط و در سرما مجبور شده نمازش را در همان حالت بخواند، به باورهای مذهبی اهل سنت توهین کرده است.”

این منبع مطلع ادامه داد: “سپس این مسئول از او خواسته که اعتصاب غذایش را بشکند و وقتی با پاسخ منفی محمد صابر و درخواست او برای رسیدگی به شکایاتش روبرو می شود، او را با مشت و لگد مورد ضرب و شتم جدی قرار می دهد.”

منبع نزدیک به آقای رئیسی در پایان تاکید کرد: “با توجه به عوارض ناشی از نگهداری با بستن به میله وسط هواخوری در سرما بدون لباس کافی و سپس اعتصاب غذا در کنار اینکه قبلا در زندان زاهدان هم به شدت ضرب و شتم شده بوده که عوارض ناشی از آن روی پاها و فکش همچنان مشهود است، حال وی بدتر شده اما تاکنون به بهداری منتقل نشده و خیلی ضعیف شده است.”
شایان ذکر است، محمد صابر ملک‌ رئیسی زندانی سیاسی بلوچ در سن ۱۷ سالگی بازداشت و به ۱۵ سال زندان محکوم شد.
این شهروند که در نوجوانی بازداشت و اکنون هشتمین سال حبس در تبعید خود را در زندان اردبیل سپری می کند، نامه ای سرگشاده به حسن روحانی رئیس جمهور نوشته بود. آقای رئیسی در این نامه با تاکید براینکه روز هشتم دی ماه به مدت ۱۴ ساعت در هوای سرد اردبیل با دستبند و پابند در حیاط این زندان به میله بسته شده است، از وضعیت بحرانی خود ضمن تحمل حبس در تبعید شکایت و از اعتصاب غذای اعتراضی خود خبر داده بود.

نمایندگان مجلس با قاضی پرونده آرش صادقی و علی شریعتی دیدار کردند

بهرام پارسایی خبر داد که دو تن از نمایندگان حقوق‌دان مجلس با ابوالقاسم صلواتی، قاضی پروندهای آرش صادقی و علی شریعتی دیدار کرده‌اند.
به گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران به نقل از ایلنا، به گفته نماینده مردم شیراز در مجلس «ملاقات بسیار خوبی با قاضی» صورت گرفته است. او گفت که در فضایی صمیمانه و خوب مشکلات و حاشیه‌های ایجاد شده به بحث گذاشته شد و تبادل‌نظر صورت گرفت. پارسایی اظهار امیدواری کردکه با توجه به فضای صمیمی روز گذشته هر چه زود‌تر این پرونده و حاشیه‌های آن حل شود.
اعتصاب غذای آرش صادقی و علی شریعتی طی چندروز گذشته موجی از اعتراض‌ها را نسبت به رویه قوه قضاییه در پی داشت. اخبار مربوط به این اعتصاب فضای مجازی فارسی زبان را به تسخیر خود درآورد. در تویی‌تر نیز لزوم توجه به این زندانیان و اجابت در خواست ایشان، بار‌ها در «ترندهای جهانی» قرار گرفت.
علی مطهری، الیاس حضرتی، محمود صادقی و احمد مازنی نمایندگان مجلس و روح الله حافظی عضو شورای شهر تهران نیز نسبت به وضعیت سلامت این زندانیان اظهار نگرانی کرده بودند.