نامه دایی آیت‌الله خامنه‌ای: «آسید‌علی آقا تا دیرتر نشده مشی خود را تغییر دهید»

سید حسین میردامادی، استاد بازنشسته دانشگاه و دایی آیت‌الله خامنه‌ای در نامه‌ای به او، از رفتار رهبر جمهوری اسلامی در قبال اکبر هاشمی رفسنجانی و سید محمد خاتمی انتقاد کرد و خواستار رفع حصر رهبران معترضان و آزادی زندانیان سیاسی شد.

سید حسین میردامادی در نامه‌ای سرگشاده که در وبسایت کلمه منتشر شده، به سید علی خامنه‌ای، خواهرزاده خود یادآوری کرده که «سلسله مراتب پیشرفت» او از مشهد تا رهبری جمهوری اسلامی «همه با تاییدات و حمایت مرحوم آیت‌الله هاشمی رفسنجانی بوده است».

آقای میردامادی ضمن انتقاد از پیام آیت‌الله خامنه‌ای برای مرگ هاشمی رفسنجانی و نمازی که بر پیکر او خوانده، « برخوردهای حذفی» در قبال افرادی چون اکبر هاشمی رفسنجانی و سید محمد خاتمی را «سم مهلکی در هاضمه انقلاب و اسیدی پاشیده بر چهره انقلاب» نامیده است.

او در پایان نامه خود آورده است: «آسید‌علی آقای عزیز! تا دیرتر از این نشده و دوران شما پایان نیافته و شیرازه امور به کل از‌هم‌نپاشیده و مُلک و ملت از دست نرفته، مشی خود را تغییر دهید و این ناهنجاری‌ها را جبران کنید.»

سید حسین میردامادی که پیش از این فرزندش، سراج میردامادی هم حضور در زندان‌های جمهوری اسلامی را تجربه کرده از آقای خامنه‌ای خواسته است تا با صدور «حکم حکومتی» حصر خانگی میرحسین موسوی، مهدی کروبی و زهرا رهنورد، رهبران جنبش اعتراضی موسوم به جنبش سبز را پایان دهد و زندانیان سیاسی و عقیدتی را آزاد کند.

سهل انگاری پزشکی؛ سکته و مرگ سه زندانی در زندانهای قرچک و اوین

 یک زن زندانی مبتلا به فشار خون بالا در ندامتگاه زنان شهرری (قرچک)، درپی سهل انگاری مسئولین زندان فوت کرد. در همین زندان یک زندانی زن دیگر دچار سکته قلبی شده است. همچنین در زندان اوین، یک زندانی مرد بر اثر حمله قلبی به بهداری زندان منتقل اما به دلیل عدم رسیدگی پزشکی مناسب و اعزام نشدن به بیمارستان، جان خود را از دست داد.
به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران،  ساعت ۹ صبح روز گذشته یک زندانی به نام «سعید نوهی» از بند ۷ زندان اوین به دلیل حمله قلبی به بهداری زندان منتقل شد. اما به دلیل عدم رسیدگی پزشکی مناسب و اعزام نشدن به بیمارستان، جان خود را از دست داد.
یک منبع نزدیک به این زندانی دراین باره به گزارشگر هرانا توضیح داد: “بعد از اینکه آقای نوهی دچار حمله قلبی شد، بقیه زندانیان او را به بهداری هفت زندان انتقال میدهند، پزشک معالج در بهداری زندان فقط به دادن یک قرص زیر زبانی به بیمار بسنده میکند و هرچه زندانیان همراه سعی میکنند، موفق نمیشوند که دکتر بهداری را متقاعد کنند تا جهت اتتقال بیمار به بیمارستانهای خارج از زندان اقدام کنند، و در نهایت با بیرون کردن زندانیان همراه از بهداری، سعید نوهی را در بهداری زندان نگهداری میکنند. و نهایتا در ساعت ۱۲:۳۰ دقیقه ظهر، از طریق افسر نگهبانی به هم اتاقی های بیمار خبر میرسد که وسایل های سعید نوهی را جمع کرده و تحویل افسرنگهبانی دهند، چرا که این زندانی فوت شده است.”

از سوی دیگر درندامتگاه زنان شهرری (قرچک)، یک زندانی زن به نام «شیوا فکری» به دلیل فشار خون بالا، درپی سهل انگاری مسئولین زندان و «باز نکردن درب زیر هشت» فوت کرد.

در همین زندان نیز طی روزهای گذشته یک زندانی زن دیگر با نام کوچک «سمانه» دچار سکته شده است. از سرنوشت او پس از انتقال به بهداری خبری در دست نیست.
بر اساس گزارشات منابع هرانا، در این زندان موارد فوت زندانیان به دلایل مشابه، مساله جدیدی نیست و پیش از این نیز اتفاق افتاده است، اما مسئولین بازرسی سازمان زندان ها در این رابطه هیچ اقدامی نکرده اند.
لازم به ذکر است علاوه بر کوتاهی مسئولین زندان زنان قرچک در رسیدگی پزشکی به زندانیان بیمار، گاز این زندان به دلیل بدهی مالی قطع شده و بانوان زندانی در این مرکز، از سرمای شدید در رنج هستند.

آیت الله نکونام، زندانی در اعتصاب غذا و دارو در پی وخامت حال به تهران منتقل شد

 روز گذشته، آیت الله محمدرضا نکونام درپی وخامت حالش در بیست و نهمین روز از اعتصاب غذا و دارو، به بیمارستانی نامشخص در تهران منتقل شده است. این روحانی منتقد، چهار روز پیش از زندان ساحلی قم به بیمارستان شهید بهشتی این شهر انتقال یافته بود.
به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، روز گذشته، ۲۷ دی ماه، محمدرضا نکونام از بیمارستان شهید بهشتی قم، به بیمارستانی ناشناس در تهران منتقل شده است.
یک منبع نزدیک به این زندانی عقیدتی با اعلام این خبر به گزارشگر این خبرگزاری گفت: “حال ایشان به قدری وخیم گزارش شده که به بیمارستان تخصصی‌ در تهران منتقل شده است.”
آقای نکونام که در بیست و ششمین روز اعتصاب غذا و دارو به سر می برد، روز پنجشنبه ۲۳ دی ۹۵ نیز به دلیل وخامت حالش به بهداری زندان ساحلی قم منتقل و سپس به بیمارستان شهید بهشتی این شهر منتقل شده بود.

پیشتر هرانا گزارش کرده بوده، پزشکان معالج وی، خطر مجدد سکته مغزی و همچنین به کما رفتن وی را به مسئولین مربوطه اطلاع داده اند.

آیت‌الله محمدرضا نکونام، روحانی منتقد در سال ۹۳ پس از سخنان انتقاد آمیز در نفی «فیلترینگ و حرام خواندن اینترنت پرسرعت» با شکایت برخی از روحانیون بانفوذ در مراجع قضایی و امنیتی بازداشت و پرونده‌ای برای ایشان تشکیل شد. وی اکنون در زندان ساحلی قم نگهداری می‌شود.
محمدرضا نکونام متولد ۱۳۲۷، مورخ ۱۱ دی‌ماه ۱۳۹۳ بازداشت شد.
آیت‌الله نکونام در شهریورماه ۹۳ بعد از آن‌که آیت‌الله مکارم شیرازی در استفتایی استفاده از اینترنت پرسرعت به دلیل «امکان ایجاد مکالمه تصویری و فساد» را جایز ندانسته بود، در گفتگو با رسانه‌های داخلی گفته بود: “وقتی که گفتی به طور مثال رایتل حرام است پس استفاده از آیفون تصویری هم می شود حرام باشد! ما نمی توانیم همواره جلوی چشم مردم و جامعه را ببندیم.”
وی با تاکید براین‌که نسبت به هرچیزی مانع ایجاد شود یا مانع تراشی پیش آید نتیجه‌ی معکوس می دهد اظهار داشته بود: “یعنی جامعه نسبت به آن حریص می شود، حالا این فیسبوک، ماهواره، اینترنت باشد یا رایتل.”

این مدرس حوزه به شاگردانش گفته بود: “حتی اگر فرش زیر پای‌تان را می فروشید بفروشید و لب تاب یا تبلت یا کامپیوتر بخرید و سایت و وبلاگ ایجاد کنید و با جامعه و مردم دیالوگ داشته باشید.”

محمدرضا نکونام که با محکومیت ۵ سال حبس تعزیری و بیماری‌های گوناگون در زندان قم نگهداری می‌شد، پس از حدود ۱۸ ماه تحمل حبس در تاریخ سوم تیرماه سال جاری از زندان به منزل شخصی خود منتقل شد. اما پس از مدت کوتاهی در تاریخ هفدهم تیرماه توسط ماموران امنیتی در منزل شخصی‌اش بازداشت و بار دیگر به زندان ساحلی قم منتقل شد. این نقل و انتقال‌ها به منزل و دوباره به زندان بدون درمان کامل چندین باردیگر نیز تکرار شد و نیروهای امنیتی تردد به منزل شخصی آیت‌الله محمدرضا نکونام را تحت نظر گرفته و بر روابط و تماس های وی علی‌رغم عدم حضور در زندان محدودیت های غیرقانونی اعمال کرده بودند.
وی علی‌رغم بیماری‌ و وضعیت نامناسب جسمی درحال حاضر در زندان ساحلی قم نگهداری می‌شود. افزایش فشار و قند خون همراه با کاهش بینایی بعنوان تبعات این وضعیت پزشکی در حالی همواره گزارش می‌شود که مسئولین این زندان در مواردی از ارائه داروهای تجویزی وی در زندان ممانعت به عمل آورده‌اند.

لازم به یادآوری است هرانا در گزارشی مفصل درباره این مجتهد شیعی زندانی و وضعیت پزشکی و پرونده ایشان اقدام به انتشار اسناد مربوطه نموده بود.

پیش از این نامه‌هایی از سوی شاگردان یا طلاب حوزه علمیه در حمایت از آقای نکونام منتتشر شده است از جمله نامه ۱۲۸ طلبه به جواد لاریجانی رئیس ستاد حقوق بشر قوه قضاییه و نامه بیش از ۳۰۰ تن از مدرسین و طلاب حوزه‌های علمیه.

نگاهی به پرونده آزیتا رفیع زاده؛ شهروند بهایی محبوس در اوین

 آزیتا رفیع زاده، شهروند بهایی محبوس در بند زنان زندان اوین است که همزمانی حبس شوهرش، پیمان کوشکباغی باعث شده سرپرستی فرزند ۶ ساله آنان به خانواده دیگری سپرده شود. آنچه در پی می آید شرح پرونده و روزشمار اجمالی نقض حقوق این زندانی عقیدتی است.
به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، آزیتا رفیع زاده در سال ۱۳۵۹ در شیراز به دنیا آمد. تحصیلات ابتدایی و متوسطه خود را در شهر تنکابن به پایان رساند ولی همانند سایر جوانان بهایی ایران از تحصیل در دانشگاه های مملکتی محروم شد. به همین دلیل دوره کارشناسی را در رشته مهندسی کامپیوتر در موسسه آموزش عالی (BIHE) که در جامعه بهایی بصورت امکانی برای ادامه تحصیل جوانان محروم از تحصیل بهایی به وجود آمده بود گذراند.
در سال ۱۳۸۲ پس از پایان تحصیلاتش در سطح لیسانس با آقای پیمان کوشباغی که در همین موسسه و همین رشته تحصیل کرده بود ازدواج کرد. بعد از ۳ سال اشتغال به عنوان مهندس کامپیوتر در یک شرکت برنامه نویسی، به همراه همسرش برای ادامه تحصیل به هند عزیمت نمود و مدرک کارشناسی ارشد خود را در رشته مهندسی کامپیوتر از دانشگاهی در هند دریافت نمود پس از مراجعت در سال ۱۳۸۷ هر دو به نیت خدمت به سایر جوانان بهایی محروم از تحصیلات عالی، در (BIHE) به تدریس دروس مختلف پرداختند. آزیتا و پیمان در دی ماه سال ۱۳۸۸ صاحب فرزند پسری به نام بشیر شدند در اول خرداد ۱۳۹۰ همزمان با هجوم نیروهای اطلاعات به منازل اساتید و مدیران این موسسه به منزل آن دو نیز هجوم آوردند و تعداد زیادی سی دی، کتاب و جزوات درسی و اعتفادی و همینطور کامپیوتر و لپ تاپ را از منزلشان ضبط نمودند.
فردای آن روز خودش و همسرش را به دفتر پیگیری احضار کردند و مورد بازجویی قرار دادند. در اسفند ماه ۱۳۹۱ برای تفهیم اتهام به دادسرای شهید مقدس اوین احضار شدند. در این جلسه از آنها خواسته شد که تعهد بدهند که با موسسه ای که حیات فکری و علمی و اجتماعی خود را به شدت مدیون آن میدانستند همکاری نخواهند کرد و با ممانعت آنها از امضا نمودن چنین تعهدی به قید وثیقه ای ۵۰ میلیون تومانی به طور موقت آزاد شدند.
دادگاه بدوی آزیتا در خرداد ۹۳ به ریاست قاضی مقیسه تشکیل شد و حکم صادره این دادگاه ۴ سال حبس تعزیری به اتهام عضویت در تشکلات غیر قانونی بهاییت با هدف اقدام علیه امنیت کشور از طریق فعالیت غیر قانونی در موسسه آموزشی (بی ای اچ ای) بود این حکم در دادگاه تجدید نظر در بهمن ۹۳ تایید شد. دادگاه بدوی پیمان نیز در اردیبهشت ماه ۹۴ به ریاست قاضی مقیسه تشکیل شد و او را نیز به همین اتهام به ۵ سال حبس تعزیری محکوم کردند.
دادگاه تجدید نظر نیز در مهر ۹۴ همین حکم را تایید کرد. آزیتا رفیع زاده در پی تماسهای تلفنی مکرر مسولین و تهدید به ضبط وثیقه ملکی،در تاریخ سوم آبان ۹۴ خود را به زندان اوین معرفی نمود تا ۴ سال حبس خود را بگذراند و فرزند ۶ ساله خود را نزد پدرش گذاشت. اما همسر او پیمان کوشک باغی نیز در تاریخ نهم اسفند ۹۴ که برای ملاقات همسرش به زندان اوین آمده بود در مقابل درب شرقی زندان بازداشت و در بند ۸ زندان اوین محبوس شد. از آن پس سرپرستی بشیر در غیاب پدر و مادرش به یک خانواده دیگر سپرده شد و از آن پس این کودک خردسال تنها یک ساعت در هفته میتوانست پدر و مادرش را در سالن ملاقات زندان اوین ببیند.
در تاریخ ۱۵ مهر ۱۳۹۵ پیمان کوشکباغی بر خلاف قانون و بدون داشتن حکم تبعید به زندان رجایی شهر منتقل شد و با این اقدام،امکان ملاقات سه نفری این خانواده نیز قطع شده است با اینکه این زوج جوان با اجازه معاون دادستانی و دادیار ناظر بر زندانیان امنیتی مجوز ملاقات دو هفته یکبار را دارند اما طی سه ماه گذشته و پس از انتقال پیمان به رجایی شهر تنها دوبار توانسته اند یکدیگر را ببینند و ملاقاتهای بین دو زندان آنها به دلیل تخلف ریس زندان رجایی شهر و اصرار او به انتقال زندانیان نا پایبند و لباس زندان هر بار لغو میشود چرا که زندانیان امنیتی حاضر به قبول این شرایط نیستند و به نشانه اعتراض با این نحوه برخورد از آمدن خود داری میکنند.

رفسنجانی دستور قتل رهبران ما را صادر کرده بود”

یکی از حوادث تلخ دوران رفسنجانی ترور رهبران حزب دمکرات کردستان ایران بود. دادگاه برلین او را به دلیل صدور دستور این ترور محکوم کرد. حزب دمکرات می‌گوید پرونده ترور رهبران این حزب با مرگ رفسنجانی بسته نخواهد شد.

Ajatollah Chomeini (picture-alliance/dpa)

هاشمی رفسنجانی روز یکشنبه ۱۷ دی ۱۳۹۵ درگذشت. در ایران ۳ روز عزای عمومی اعلام شد و صدا و سیمای جمهوری اسلامی، در ‌ظرف چند روز گذشته گوشه‌هایی از زندگی او را به نمایش گذاشت. نمایندگی‌های جمهوری اسلامی ایران در خارج از کشور از جمله در آلمان نیز “مراسم ارتحال” او را برگزار کردند.

بیشتر بخوانید: بازتاب مرگ رفسنجانی در شبکه‌های اجتماعی

رسانه‌های داخل کشور به تفصیل درباره شخصیت و کارنامه سیاسی رفسنجانی می‌نویسند و بیشتر از دوران سازندگی او یاد می‌کنند. به‌خلاف تمجیدهای جاری، دوران زمامداری رفسنجانی برای رهبران حزب دمکرات کردستان ایران، یادآور ترور‌ کادرهای این حزب در برلین و وین است.

صدور رای دادگاه برلین علیه رفسنجانی

دادگاه عالی برلین در ارتباط با صدور دستور ترور در رستوران میکونوس در برلین، سران جمهوری اسلامی از جمله هاشمی رفسنجانی رئیس جمهور وقت ایران را مقصر شناخت. حکم دادگاه عالی برلین در تاریخ ۲۱ فروردین ۱۳۷۶ بعد از ۴ سال تحقیق و بررسی صادر شد. این دادگاه به‌طور رسمی از آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، اکبر هاشمی رفسنجانی، رئيس جمهور وقت، علی‌اکبر ولایتی، وزیر وقت امور خارجه و علی فلاحیان وزیر وقت اطلاعات نام برد.

Attentat Restaurant Mykonos drei der Attentäter (PDKI)کاظم دارابی (راست) در کنار دو تروریست لبنانی. دارابی پس از ۲۰ سال زندان آزاد و راهی ایران شد و از سوی مسئولان جمهوری اسلامی مورد تقدیر قرار گرفت

رفسنجانی در آن زمان،  پیش از اعلام رأی نهایی دادگاه میکونوس، دولت آلمان را تهدید کرده و گفته بود در صورتی که حکمی علیه ایران صادر شود، آلمان باید بداند که چه “امتیازاتی را در ایران از دست می‌دهد”.

دادگاه عالی برلین ولی تسلیم این‌گونه فشارها نشد و در اواخر دور دوم ریاست جمهوری رفسنجانی او را به عنوان فردی که فرمان اجرای عملیات ترور میکونوس را داده است، شناسایی و محکوم کرد. در حكم دادگاه اعلام شد: «…رهبر، رئيس جمهور، وزير امور خارجه، وزير اطلاعات و امنيت، فرمانده سپاه پاسداران … در “كميته امور ويژه”، كه ارگانی خارج از قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران است، درباره ترور ميكونوس تصميم گرفته‌اند.»

بیشتر بخوانید: ۲۰ سال پس از ترور میکونوس و محکومیت رهبران ایران

رفسنجانی تا آخرین لحظات زندگی خود درباره نقش خود در پرونده میکونوس صریح صحبت نکرد و پرده از راز این ترور برنداشت. او در پایان سال ۱۳۹۰ در یکی از مصاحبه‌های مفصل خود با “فصلنامه مطالعات بین‌المللی”، ترور میکونوس در برلین را به “آدم‌های خودسر” نسبت داد که به منظور ضربه‌زدن به روابط ایران با اروپا از طرف “گروه‌های افراطی” انجام گرفت. او گفت که امام (خمینی) هم با اینگونه اعمال مخالف بوده است.

بیشتر بخوانید: جایزه “بهترین عملکرد حقوقی” برای دو دادستان پرونده میکونوس

Mostafa Hejri (PDKI)مصطفی هجری، دبیرکل حزب دمکرات کردستان ایران

مصطفی هجری دبیرکل حزب دمکرات کردستان ایران به دویچه وله می‌گوید: «رفسنجانی یکی از ستون‌های اصلی جمهوری اسلامی ایران و یکی از آمرانی بود که دستور قتل رهبران حزب دمکرات کردستان ایران را صادر کرد.»

رهبر حزب دمکرات کردستان ایران در ادامه عنوان می‌کند: «کسانی که قربانی ترورها و قتل‌های زنجیره‌ای در ایران هستند هیچوقت رفسنجانی و بقیه سران جمهوری اسلامی را نخواهند بخشید تا زمانی‌که این قاتلان در یک دادگاه عادلانه مثل دادگاه برلین محاکمه نشوند.»

بیشتر بخوانید: شکست و پیروزی در واپسین سال‌های زندگی رفسنجانی

هجری معتقد است که مردم کرد، رفسنجانی را به عنوان یکی از مجریان طرح ترور دکتر قاسملو و دکتر صادق شرفکندی می‌دانند و کردهای ایران هیچوقت “این جنایات” را فراموش نخواهند کرد: «فقدان رفسنجانی تاثیرات منفی در آینده نظام جمهوری اسلامی خواهد داشت. چون دیگر شخصیت بانفوذ و نزدیک به خامنه‌ای وجود نخواهد داشت. در میان گروه‌های مختلف جمهوری اسلامی ایران اختلافات و شکاف‌ها را بیشتر خواهد کرد، چون کس دیگری نیست که راه حلی برای این اختلافات پیدا بکند.»

پرونده میکونوس با مرگ هاشمی رفسنجانی مختومه اعلام نمی‌شود

Shahu Hossein (Shahu Hossein)شاهو حسینی، نماینده‌ی حزب دمکرات کردستان ایران در اروپا

به نظر شاهو حسینی، نماینده‌ حزب دمکرات کردستان ایران در اروپا “رفسنجانی جزئی از سیستمی بود که تصمیم گرفته بود مخالفان خودش را چه در اروپا و چه در داخل کشور حذف فیزیکی کند.”

به گفته نماینده‌ حزب دمکرات کردستان ایران در اروپا، “پرونده ترور میکونوس از نظر تاریخی و وجدان بیدار مردمی هیچوقت با مرگ رفسنجانی فراموش نخواهد شد”.

رفسنجانی دارفانی را وداع گفت. نام رستوران میکونوس نیز بعد از ترور یاد شده، تغییر کرد.  در محل قتل رهبران کرد ایرانی در برلین، اکنون فقط لوح یادبودی قرار دارد که شهرداری برلین آن را نصب کرده است. بر روی این لوح آمده است: «در این مکان، رستوران میکونوس سابق، در ۱۷ سپتامبر ۱۹۹۲ رهبران پیشین حزب دمکرات کردستان ایران، دکتر صادق شرفکندی، فتاح عبدلی، همایون اردلان و نیز سیاستمدار ساکن برلین، نوری دهکردی، توسط حاکمان وقت در ایران به قتل رسیدند. آنها در راه مبارزه برای آزادی و حقوق بشر به خاک افتادند.»

مرگ یک دربند در اوین و سرما دادن عمدی زندانیان سیاسی در رجایی شهر :

امروز صبح با وجود وضعیت وخیم سعید نوهی در زندان اوین آنقدر به بیمارستان نفرستادندش تافوت کرد ودررجایی شهر بند 10 ،سهیل بابادی ،بهنام ابر اهیم زاده و فراحی شاندیز ،3 دربند سیاسی از شدت سرما تمام روز زیر پتو هستند !
امروز صبح ساعت ۹ یک زندانی به نام سعید نوهی از بند ۷ زندان اوین دچار حمله قلبی میشود، و بقیه زندانیان او را به بهداری هفت زندان که بین بندهای ۷ و ۸ قرار دارد، انتقال میدهند، پزشک معالج در بهداری زندان فقط به دادن یک زیر زبان! به بیمار بسنده میکند و هرچه زندانیان همراه سعی میکنند، موفق نمیشوند که دکتر بهداری را متقاعد کنند تا جهت اتتقال بیمار به بیمارستانهای خارج از زندان اقدام کنند، و در نهایت با بیرون کردن زندانیان همراه از بهداری، سعید نوهی را در بهداری زندان نگهداری میکنند. و نهایتا در ساعت ۱۲:۳۰ دقیقه ظهر امروز، از طریق افسر نگهبانی به هم اتاقی های بیمار خبر میرسد که وسایل های سعید نوهی را جمع کرده و تحویل افسرنگهبانی دهند، چرا که این زندانی فوت شده است!

به همین راحتی!

این اخبار را یکی از زندانیانی که همراه زندانی فوت شده به بهداری مراجعه کرده بود و البته نخواست که نامش فاش شود، دقایقی پیش مخابره کرد.

و این تازه زندان بین المللی ماست که بقول خودشان دارای استانداردهای بین المللی میباشد.

از زندان رجایی شهر هم خبر میرسد که در بند ۱۰ این زندان، و در این های سرد، بیش از ۴ روز است که سیستم گرمایشی از کار افتاده و زندانیان آن بند و از جمله چند زندانی سیاسی نظیر بهنام ابراهیم زاده و سهیل بابادی و مهدی فراحی شاندیز هم در آن بند قرار دارند، از سرما پتو بخود پیچانده و در اتاق ها نشسته اند! و در حالیکه بارها به نزد آقای گرامی، رییس بند ۱۰ مراجعه کرده اند و خواستار تعمیر و راه اندازی سیستم گرمایشی شده اند، در جواب شنیده اند که بعضی قطعات خراب شده است و زندان پول و بودجه کافی برای تعمیر آنها را ندارد!

به این میگویند مملکت گل و بلبل که در آن سگ میزند و گربه میرقصد.

بیست نفر در زندان‌های ایران اعدام شدند

اعدام
هر بار که احساس کنند، ممکنست حرکتی ، اعتراضی و یا بروز علنی خشم و نفرتی در جامعه دیده شود، تعدادی اسیر را اعدام میکنند. اسرای مردم، اسرای زحمتکشان و مردم تحت ستم را که سالهای سال به گروگان گرفته و زندانی کرده اند، به راحتی آب خوردن میکشند. در مقابل این قتل عمد دسته جمعی ٢٠ نفر از جوانان زندانی در ایران، بی بی سی و رادیو فردا غوغا نمیکنند، حتی خبرش را درج نمیکنند این جزیی انتگره از سیستمی است که با قتل سر پا مانده است و رسانه های آن چنانی و مفسرین این چنینی در این موارد خفقان میگیرند و هیچ نمیگویند ، کشتار انسانها شاید ساده ترین کار حاکمین جنایت پیشه ایرانی است، از این همه جنایت چه باک که آنها میتوانند فردا کمی از حقوق بشر گفته و منشور شهروندی بنویسند و این رسانه ها با شخصتیهای کرایه ای خود راه می افتند و اندر فواید حقوق بشر ملاها مینویسند و کارشناس دعوت میکنند و وراجی میکنند. اعدام حربه مهم در دست این حکومت برای ساکت کردن همه است و همواره باید به آن اعتراض کرد. کجا هستند خیل طرفداران حکومت اسلامی که با هر کمپینی علیه اعدام گفتند، که این کمپین ها دفاع از قاتل است و یا حکومت را جری تر میکند که بیشتر بکشد پس ساکت باشیم، می بینید که در هر حالتی میکشند، در حالت سکوت معترضین راحت تر و بیشتر میکشند. پس باید بپا خاست و اعتراض کرد و مانع این خونریزی ها شد. مینا احدیبیست نفر در زندان‌های ایران اعدام شدند

دستگاه قضایی ایران ۲۰ نفر را به اتهامات مختلف در زندان‌های رجایی‌شهر، کرج، قزوین و کرمان اعدام کرد.

به گزارش خبرگزاری آناتولی طی امروز و روز گذشته ۲۰ نفر در زندان های رجایی شهر، کرج، قزوین و کرمان ایران به اتهاماتی؛ از قبیل “جرائم مواد مخدر، سرقت مسلحانه و قتل” اعدام شدند.

به گزارش دادگستری قزوین، صبح امروز دو نفر به اسامی اکبر.ک ۳۶ ساله و مرتضی.ح به جرایمی در رابطه با مواد مخدر اعدام شدند. شمس الدین.ر نیز صبح امروز یکشنبه در زندان شهاب کرمان اعدام شد.

به گزارش ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران «هرانا»، سحرگاه دیروز، دست‌کم ۱۶ زندانی در دو زندان رجایی شهر و کرج به دار آویخته شدند.

همچنین روز پنجشنبه، یک زندانی در زندان مرکزی همدان با اتهامات مربوط به مواد مخدر اعدام شد. این زندانی ۳۷ ساله بابک اصغری فرزند هوشنگ نام داشته و اهل قروه استان کردستان بوده است.
مینا احدی

 

2 Fotos

دیدبان حقوق بشر: ایران مسیحیان و کلیساهای خانگی را تحت فشار گذاشته است

 

در سال ۲۰۱۶ نیروهای امنیتی همچنان مسیحیان و اعضاء کلیساهای خانگی را که در منازل برای عبادت گرد هم می‏آیند،  بیشتر از قبل تحت فشار گذاشته بود.

به گزارش «محبت‌نیوز» همزمان با انتشار گزارش سال ۲۰۱۶ موسسه‎ی «درهای باز» که طبق آن ایران در فهرست ۱۰ کشوری قرار گرفته که بر مسیحیان جفا می‌شود، گزارش سازمان «دیدبان حقوق بشر» نیز منتشر شد.

طبق این گزارش در سال ۲۰۱۶ سرکوب حقوق اساسی بشر به ویژه حق آزادی بیان در ایران ادامه داشته است.

به گزارش وب سایت «دیده‎بان حقوق بشر»، سارا لی ویتسون، مدیر خاورمیانه این سازمان در خصوص گزارش سال ۲۰۱۶ درباره ایران گفته است: «نیروهای امنیتی و قوه قضائیه، به موانع اصلی تحقق عدالت در ایران بدل شده اند. این در حالی است که اهداف اصلی اعلام شده آنها تحقق عدالت است. »

سارا لی ویتسون اضافه کرده است، تضعیف آزادیهای اساسی شهروندان و نادیده گرفتن حقوق مصرح [در قوانین ایران] شهروندان، فقدان اعتماد به نفس آنها را نشان می‌دهد که نمی‌توانند به طور مشروع حکومت کنند.

در بیست و هفتمین گزارش وضعیت حقوق بشر دیده‎بان حقوق بشر که ۶۸۷ صفحه است به مساله وضعیت حقوق بشر در ۹۰ کشور پرداخته شده است.

دیده بان حقوق بشر اضافه کرده است: «نیروهای امنیتی به سرکوب نوکیشان مسیحی، و اعضاء “کلیساهای خانگی” که در منازل به طور خصوصی برای عبادت و پرستش گرد هم می‏آیند، ادامه داد.»  

در بخشی از گزارش درباره ایران آمده است: «با وجود آنکه سه سال از ریاست جمهوری حسن روحانی می‏گذرد، او هنوز به وعده خودش برای تلاش در جهت احترام بیشتر به حقوق مدنی و سیاسی مردم عمل نکرده است.»

این گزارش می‌افزاید: «در این سال، شمار زیاد اعدام‏‏ها به ویژه در مورد تخلفات مواد مخدر ادامه یافت. در حالیکه روحانی در ماه مه ۲۰۱۷ با انتخابات دوره دوم ریاست جمهوری روبرواست، جناح‏‏های تندرو که بر دستگاه‏‏های امنیتی و قضایی کشور تسلط دارند، با بی‌احترامی آشکار نسبت به معیارهای حقوقی کشوری و بین‌المللی به سرکوب شهروندانی که می‏خواستند از حقوق حقه خود برخوردار گردند، ادامه دادند.»

 همچنین آن دسته از اتباع ایرانی که دارای تابعیت دوگانه هستند و نیز شهروندانی که از خارج به ایران بازگشته بودند به ویژه در معرض خطر دستگیری مقامات ایران که آنها را “عوامل غرب” می‏خواندند، قرار داشتند.

دیده‌بان حقوق بشر می‌گوید، «علیرغم کاهش اولیه اعدام‏‏ها در ماه‏‏های نخست ۲۰۱۶، مقامات ایران تا ۲۵ اکتبر حداقل ۲۰۳۳ تن را اعدام کرده اند. اما به گزارش گروه‏‏های حقوق بشر شمار اعدام شدگان ممکن است به ۴۳۷ تن برسد.»

این گزارش تاکید کرده است:«دادگاه‏‏های ایران و به ویژه دادگاه‏‏های انقلاب به طور مرتب در برگزار کردن محاکمات عادلانه، قصور ورزیده‏ اند و گفته می‏شود که این دادگاه‏‏ها در محاکمات خود، به اعترافاتی استناد می‏کنند که تحت شکنجه گرفته شده است. قانون ایران، حق متهم برای دسترسی به وکیل، به ویژه در طی مرحله بازجویی را محدود می‏سازد.»

دیده بان حقوق بشر می گوید:«آزادی بیان و ابراز عقاید مخالف، کماکان دچار محدودیت شدید بود و مقامات به دستگیری و متهم کردن روزنامه نگاران، وبلاگ نویسان و فعالان رسانه‏‏‌های اینترنتی که می‏خواستند از حق خود برای آزادی بیان استفاده کنند، ادامه دادند.»

این سازمان در ادامه به وضعیت بهائیان در ایران اشاره کرده و گفته است، حکومت ایران «بهائیان از داشتن آزادی مذهب محروم می‏نماید و علیه آنان تبعیض قائل می‏شود. از اکتبر ۲۰۱۶ حد اقل ۸۵۵ بهایی در زندان‏‏های ایران محبوس بوده‏‌اند.»

این گزارش تاکید کرده است: «در ماه اوت، تعدادی از چهره‏‏ های اهل تسنن در مناطق کرد نشین، پس از انتقاد از اعدام حداقل ۲۰ تن در روز ۲۲۲ اوت، احضار شده و مورد بازجویی قرار گرفتند.»

پژوهشگر آمریکایی: تضمینی نیست در صورت رابطه خوب پوتین با ترامپ، او ایران را نفروشد

دیدار ولادیمیر پوتین رئیس جمهوری روسیه با آیت اﻟله علی خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی ایران در تهران - ۲ آذر ۱۳۹۴

روسیه و ایران اتحادی بی سابقه و شکننده را در خاورمیانه شکل داده اند. آیا این اتحادی از سر نیاز و مبتنی بر تلاقی منافع مقطعی است یا تحولی نوین است که بر منافع آمریکا در منطقه تاثیری طولانی خواهد گذاشت؟

اتحاد روسیه و ایران بر اساس انزجار متقابل از نفوذ ایالات متحده در خاور میانه است، اما دونالد ترامپ، رییس جمهوری منتخب آمریکا، تمایل خود را برای روابط قوی تر میان واشنگتن و مسکو نشان داده است.

ایران برای حمایت از رژیم بشار اسد در جنگ با شورشیان سوری مورد حمایت عربستان سعودی و ترکیه هزینه های زیادی را متحمل شده است؛ بنا بر گزارش ها ایران میلیاردها دلار به اسد کمک پول داده است و هزاران نیروی ایرانی یا غیرایرانی شیعه را آموزش داده و به سوریه اعزام کرده است. اما این تلاش ها بدون حمایت نظامی روسیه نتیجه روشنی نداشت. دیپلماسی روسیه هم می تواند نقشی محوری در دستیابی به یک راه حل سیاسی در راستای منافع رژیم اسد در سوریه ایفا کند. درست است که ایران نقش نظامی مهمی در سوریه بر عهده داشته اما شریک کوچک مسکو بوده است.

هر چند استفاده روسیه از پایگاه هوایی همدان در ایران جنجالی شد اما ممکن است بمب افکن های روسی دوباره به ایران بازگردند زیرا نیروی هوایی ایران از قدرت کافی برای اعمال قدرت فراتر از مرزهای خود را ندارد و برای رسیدن به اهدافش در سوریه به قدرت بزرگی چون روسیه احتیاج دارد.

علاوه بر این، روسیه تنها قدرتی است که به فروش تسلیحات پیشرفته به ایران تمایل نشان داده است. ایران خواستار خرید حدود ده میلیارد دلار تسلیحات مدرن از روسیه است. اما بر مبنای برجام، ایران تا سال ۲۰۲۰ بدون تایید شورای امنیت اجازه خرید تسلیحات پیشرفته و بازسازی توان هوایی و زرهی مستعمل اش را ندارد.

بزرگترین تهدید برای نفوذ ایران در منطقه ممکن است از گرم شدن روابط ولادمیر پوتین و دونالد ترامپ پدیدار شود.

توفیق همکاری ایران و روسیه در سوریه ممکن است زمینه را برای همکاری دو کشور در دیگر نقاط حساس فراهم کرده باشد. اما ایران و روسیه دو رقیب تاریخی اند. روسیه علاقه ای به قدرت گرفتن یک کشور مسلمان در جنوب مرزهایش ندارد و ایران کماکان به نیات روس ها مشکوک است. انزوای دیپلماتیک نسبی تهران، ضعف اقتصادی، و کمبودهای نظامی راهی جز اتحاد با مسکو پیش پای ایران نگذاشت.

تضمینی وجود ندارد که ولادیمیر پوتین رییس جمهوری روسیه، اگر در دوره ترامپ به روابط بهتری با آمریکا دست بیابد ایران را نفروشد. رییس جمهوری منتخب آمریکا پیشاپیش از بی میلی به تجهیز شورشیان سوری و حتی همکاری با روسیه در جنگ با داعش خبر داده است. پوتین وقتی بتواند با آمریکا همکاری کند به ایران چه نیازی خواهد داشت؟ با این وجود بعید است که روسیه به کل ایران را رها کند. فارغ از بهبود روابط مسکو و واشنگتن احتمالا بعضی رقابت ها میان آمریکا و روسیه ادامه خواهد داشت و روس ها از ایران به عنوان ابزاری علیه احتمال وخامت روابط با ایالات متحده استفاده خواهند کرد. اگر چه ممکن است به نظر برسد که ایران در سوریه و خاورمیانه دست بالا را دارد اما ظاهرا سرنخ در دست روسیه است.

گام به گام حلقه‌های مفقودهِ قتل هاشمی رفسنجانی‌ تکمیل میشود . در تازه‌ترین رویداد :دفتر یاسرو مشاوران اکبر هاشمی رفسنجانی در مرکز تحقیقات مجمع مهروموم شد. گزینه بعدی احتمالى تک دوره‌ای شدن دوران ریاست جمهوری حسن روحانی است
حصرهاشمی رفسنجانی و خانه نشین سازی وی به شیوه منتظری قبل مرگ امکان نداشت و همینک به حذف همه گزینه‌های همگون به هاشمی دست زده اند.
رسانه های ایران می‌گویند که دفتر یاسر هاشمی رئیس دفتر و همچنین مشاوران اکبر هاشمی رفسنجانی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام در مرکز تحقیقات استراتژیک که وابسته به مجمع است امروز مهروموم شده است.
یاسر هاشمی فرزند آقای هاشمی رفسنجانی رئیس دفتر او در مرکز تحقیقات استراتژیک وابسته به مجمع تشخیص مصلحت نظام بوده است. مرتضی الویری از مشاوران آقای هاشمی رفسنجانی در گفت و گو با خبرگزاری ایلنا مهروموم دفتر مشاوران او در “همه حوزه ها” را تایید کرده است.الویری گفته “دو روز قبل تلفنی موضوع پلمپ دفتر را اطلاع دادند و روز گذشته گفتند موقتا جایگزینی برای دفتر در مکانی دیگر در نظر گرفته می‌شود اما امروز گفتند این جایگزین مشخص نشده و به بنده اعلام شد تا شنبه و تا مشخص شدن وضعیت صبر کنم”.