اعدام ۵ زندانی در کرمانشاه، کرمان و قزوین

1
اعدام ۵ زندانی در کرمانشاه، کرمان و قزوین

حقوق بشر ایران، ۲۷ دی ماه ۱۳۹۵: دو زندانی در کرمانشاه و دو زندانی در قزوین با اتهامات مربوط به مواد مخدر و یک زندانی در کرمان با اتهام قتل عمد به دار کشیده شدند.

بنابه اطلاع سازمان حقوق بشر ایران، صبح روز شنبه ۲۵ دی ماه دو زندانی که با اتهامات مربوط به مواد مخدر به اعدام محکوم شده بودند در زندان دیزل آباد کرمانشاه اعدام شدند.

یکی از این زندانیان “سیف الله حسنیان” فرزند ابراهیم، ۳۳ ساله اهل سقز نام داشت. وی ۸ دی ماه ۱۳۸۹ در شهر صحنه (استان کرمانشاه) به همراه ۲ کیلو و ۲۰۰ گرم کراک و ۱ کیلو ۸۰۰ گرم شیشه بازداشت و ۲۸ خرداد ماه ۱۳۹۱ در دادگاه انقلاب جوانرود از طرف قاضی حکمتی به اعدام محکوم شد.

دومین زندانی اعدام شده “توفیق بهرام نژاد” فرزند قاسم، ۳۱ ساله و اهل جوانرود نام داشت. وی در سال ۱۳۹۱ با اتهامات مربوط به مواد مخدر بازداشت و ۱۳ اسفند ماه ۱۳۹۲ در شعبه ۲ دادگاه انقلاب کرمانشاه به اعدام محکوم شد.

در گزارشی دیگر به نقل از ایران آنلاین، صبح روز یکشنبه ۲۶ دی ماه یک زندانی که با اتهام قتل عمد در طی یک نزاع خیابانی به قصاص نفس (اعدام) محکوم شده بود در زندان شهاب کرمان اعدام شد.

هویت این زندانی “شمس الدین” ۲۳ ساله و زمان ارتکاب قتل وی ۳ سال پیش عنوان شده است.

همچنین به گزارش خبرگزاری مهر، صبح روز یکشنبه ۲۶ دی ماه حکم اعدام ۲ زندانی که با اتهامات مربوط به مواد مخدر به اعدام محکوم شده بودند به اجرا درآمد.

اولین زندانی اعدام شده “اکبر. ک” ۳۶ ساله بود که به اتهام حمل و نگهداری ۱۹۴ گرم و ۵۰ سانتی گرم هرویین و ۸۱۷ گرم شیشه به اعدام محکوم شده بود. بنا بر این گزارش وی تابستان ۱۳۹۳ به همراه همسرش در عوارضی شماره ۲ اتوبان قزوین- تهران بازداشت شده بود.

زندانی دوم که اعدام شد “مرتضی. ح” نام داشت که به اتهام شرکت در حمل و نگهداری ۲ کیلوگرم هروئین به اعدام محکوم شده بود.

اعدام زندانیان با اتهامات مربوط به مواد مخدر درحالی طی هفته‌های اخیر شتاب گرفته که بحث بر سر لغو مجازات مرگ برای قاچاقچیان خرده پا در مراجع قانون گذاری ایران در جریان است و پیش از این معاون اجتماعی و پیشگیری از وقوع جرم قوه قضائیه اعلام کرده بود که اعدام «قاچاقچیان مواد مخدر» در ایران «بازدارنده» نبوده است.

برنامه روز دوشنبه 16 ژانويه 2017 برابر با 27 دی ماه 1395

پخش سخنان مسيح علينژاد در مورد حجاب اجباری +  برنامه نسيم در مورد حقوق زنان.

برای دانلود فايل صوتی روی فلش کليک کنيد.

 

 

علی شریعتی پس از هفتادوچهار روز به اعتصاب غذای خود پایان داد

علی شریعتی، زندانی سیاسی زندان اوین، پس از هفتادوچهار روز اعتصاب غذا، امروز شنبه ۲۵ دی‌ماه به اعتصاب خود پایان داد.
به گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران، #علی_شریعتی که از دهم آبان ماه دست به اعتصاب غذا زده بود، روز جاری با درخواست خانواده و جمعی از فعالین سیاسی اعتصاب خود را متوقف کرد.
بنا به تشخیص پزشکان، علی شریعتی در پی ۷۴ روز اعتصاب غذا به بیماری انسداد روده و مشکلات کبد مبتلا شده است و در وضعیت هشدار دهنده به سر می‌برد.
علی شریعتی از دهم آبان و پس از بازداشت اقدام به اعتصاب غذا کرده بود. این زندانی سیاسی هنگام بازداشت گفته بود به دلیل این‌که بابت اعتراض به «اسیدپاشی» به زندان محکوم شده، دست به اعتصاب غذا خواهد زد.
علی شریعتی به اتهام اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی از طریق شرکت در تجمع ۳۰ مهرماه ۱۳۹۳ علیه اسیدپاشی مقابل مجلس شورای اسلامی به پنج سال حبس محکوم شد. درخواست تجدیدنظر به این حکم نیز در شعبه ۳۳ دادگاه انقلاب رد و مجدداً حکم پنج سال حبس تأیید شد. آقای شریعتی در ۲۹ بهمن‌ماه ۱۳۹۳ بازداشت شد و در تاریخ ۲۷ اردیبهشت‌ماه ۱۳۹۵ به مرخصی آمد اما در روز ۱۰ آبان سال جاری (۱۳۹۵) دوباره بازداشت و به زندان اوین منتقل شد.
 

‎فواد یوسفی نوزدهمین روز اعتصاب غذایش را پشت سر می گذارد

 

 

 فواد یوسفی زندانی سنی مذهب در زندان رجایی شهر کرج از ۱۹ روز پیش در اعتراض به عدم اعطای مرخصی استعلاجی در اعتصاب غذا به سر می برد.
به گزارش خبرگزاری هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، فواد یوسفی زندانی سنی مذهب در زندان رجایی شهر کرج از تاریخ ششم دیماه در اعتصاب غذای اعتراضی به سر می برد.
یک منبع نزدیک به آقای یوسفی با بیان اینکه اعتراض این زندانی به عدم اعطای مرخصی استعلاجی است، به گزارشگر هرانا در مورد بیماری وی گفت: “فواد از بیماری روحی شدیدا رنج می برد و بارها اقدام به خودزنی کرده است. اما اصلا به درخواست  مرخصی استعلاجی اش توجهی نشده است. حتی علیرغم بارها نامه نگاری در مورد بیماری اش نیز اقدامی صورت نگرفته است.”
این منبع مطلع همچنین ادامه داد: “چندماه قبل به تیمارستان امین آباد نیز اعزام شد اما برایش قابل تحمل نبود و بعد از دو روز او را برگرداندند. افسردگی شدید هم دارد.”

شایان ذکر است، فواد یوسفی از ابتدای اعتصاب ۱۲ کیلوگرم کاهش وزن داشته و در حال حاضر دچار افت فشار «۸ روی ۶» شده است.

این زندانی سنی مذهب که در سال ۸۹ دستگیر شده، به ۸ سال حبس محکوم شده است.

عیسی سحرخیز اعتصاب غذای خود را آغاز کرد

عیسی سحرخیز در اعتراض به «قانون شکنی‌ها، نقض مفاد قانون اساسی، حقوق شهروندی و حقوق مصرح برای زندانیان سیاسی و مطبوعاتی»‌ دست به اعتصاب غذا زد.
به گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران به نقل از زیتون، مهدی سحرخیز گفت پدر او در اعتراض به «حکم جدید صادر شده و نقض مکرر قانون از سوی مقام‌های قضایی و امنیتی» از بامداد روز ٢۵ دی ماه ٩۵ اعتصاب خود را آغاز کرده است. در حال حاضر کمتر از ۱۰۰ روز به آزادی عیسی سحرخیز باقی مانده است.
این چهارمین بار است که عیسی سحرخیز پس از آخرین بازداشت در آبان ماه سال ۹۴ دست به اعتصاب زده است.
به گفته مهدی سحرخیز این اعتصاب با «خودداری از قبول غذا (اعتصاب تر) شروع شده و پس دو هفته به اعتصاب داروی تدریجی (کاستن روزانه یک دارو) منتهی خواهد شد که می‌تواند درنهایت به اعتصاب خشک بینجامد.»
عسی سحرخیز گفته است که دلیل اعتصاب غذای او مخالفت «مقام‌های عالی‌رتبه قضایی و امنیتی از جمله دادستان تهران» با «پیشنهاد کمیسیون پزشکی زیر نظر اداره پزشکی قانونی مبنی بر اعطای شش ماه طول درمان خارج از زندان و بیمارستان» برخلاف مواد فصل سوم ایین دادرسی کیفری است.
این روزنامه نگار زندانی در مورد دلایل اتخاذ چنین تصمیمی توضیح داده است که بر خلاف نص صریح قوانین و مقررات جمهوری اسلامی از جمله مواد فصل سوم قانون أیین دادرسی کیفری در خصوص اعطای انواع مرخصی به زندانیان، طی پانزده ماه گذشته نه تنها از مرخصی اسحقاقی و استعلاجی محروم بوده، بلکه مقام های عالیرتبه قضایی و امنیتی از جمله دادستان تهران با پیشنهاد کمیسیون پزشکی زیر نظر اداره پزشکی قانونی مبنی بر اعطای شش ماه طول درمان در خارج از زندان و بیمارستان، مخالفت کرده اند.

راه دشوار تلاش علیه فراموشی توضیحات پرستو فروهر در خصوص شکایت وزارت اطلاعات در سفر اخیرش به ایران

پرستو، فرزند پروانه و داریوش فروهر، دو تن از قربانیان قتل‌های زنجیره‌ای، در نشستی در برلین درباره روش‌ تحمیل سکوت در دولت روحانی و پروژه دائمی حذف صحبت کرد و پیرامون شکایت وزارت اطلاعات از خود توضیحاتی ارائه داد.
 به گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران به نقل از،پرستو فروهر را در آلمان به عنوان هنرمند می‌شناسند و بین ایرانیان بیش‌تر به خاطر قتل سیاسی پدر و مادرش، داریوش و پروانه فروهر، شناخته شده است. او ۱۸ سال است که یکی از بازمانده‌های پیگیر قربانیان قتل‌های زنجیره‌ای است. هر سال دست کم یک بار به خانه‌ای که روزی والدینش را در آنجا به قتل رساندند باز می‌گردد تا شاید در مراسمی به صورت عمومی یادشان کند. مراسمی که با دستور یا تهدید و دخالت برگزار نمی‌شود. او اما هر بار مسیر آلمان به ایران را می‌رود “تا بر حق حضور خود در مقابل پروژه حذف که دائم در جریان است ایستادگی کند”. و نه تنها این مسیر را می‌رود که روایت رفتن و باز رفتن و جزییات آن را دوباره و دوباره می‌نویسد و بیان می‌کند.
حالا او در جمعه شب (۲۴ دی) در پایتخت آلمان، برلین، در دفتر کانون پناهندگان سیاسی ایرانیان، با جمعی از ایرانیان از آخرین سفر خود به تهران در پاییز ۱۳۹۵ می‌گوید.
برلین چند روزی است که برفی است، برف چند ساعتی به شدت می‌بارد و چهره شهر را با سفیدی می‌پوشاند و بعد از دست می‌رود و شهر و آدمیانش را در گرفتگی و تیرگی زمستان باقی می‌گذارد. پرستو فروهر در نشست کانون پناهندگان در برلین سرد از مبارزه خود علیه فراموشی می‌گوید.
فروهر در این نشست از یکی از آخرین اقدامات در مجموعه اقداماتی که به گفته او بخشی از پروژه تحمیل سکوت است صحبت می‌کند، از پرونده‌ای که برای او ساخته‌اند. شاکی وزارت اطلاعات است که ۱۸ سال پیش مامورانش پدر و مادر او را به شکل فجیعی به قتل رساندند. او در این پرونده به علت بخشی از آثار هنری خود “به تبلیغ علیه نظام و توهین به مقدسات و امام حسین” متهم شده است. فروهر در نوشته‌ای که پیش از این درباره سفر اخیر خود در سایت‌ها و رسانه‌ها منتشر کرده است این اقدامات را در تضاد با شعارهای “اعتدال” دولت حسن روحانی می‌بیند.
در نشست کانون پناهندگان از خانم فروهر پرسیده می شود آیا امیدی به دولت روحانی داشته است که حالا امیدش از دست رفته یا اینکه نوشته انتقادی‌اش به امیدهای بسته شده به این دولت خصوصا در آستانه انتخاب بعدی برمی‌گردد. فروهر در پاسخ می‌گوید: «امید یک واژه است که در جامعه باید بر سر آن توافقی وجود داشته باشد تا بتواند این جامعه درون خودش با خودش گفتگو کند. وقتی امید تبدیل می‌شود به اسم کسانی که حکم قتل داده‌اند، من نمی‌توانم با آن جوانی که آمده با شوق حرف آقای خاتمی را تکرار می‌کند و می‌خواهد به “تمام” یک لیست زیر نام امید و اعتدال رای بدهد گفتگو کنم. وقتی امید می‌شود چنین چیزی، چطور می‌شود حرف زد؟ برای گفتگو ما باید واژه‌های یکی داشته باشیم. چه امکان گفتگویی بین من که پدر و مادرم با حکم قتلی که این‌ها داده‌اند از دنیا رفته‌اند و این جوانی که حالا اسم آن آدم را به عنوان امید می‌نویسد وجود دارد. این پیوند پاره می‌شود.»
او می‌گوید: «من اصلا وارد مساله اینکه چه کسی رای می‌دهد یا نمی‌دهد نمی‌شوم، ولی این‌که به اسم امید این کار را می‌کنند موضوع متفاوت می‌شود. یک وقت هست که جامعه از سر استیصال این کار را می‌کند. این اسمش استیصال است، نه امید.» او توضیح می‌دهد که “در زندان همیشه یک بازجوی بد و یک بازجوی خوب است و مسلم است منطق و عقل سلیم حکم می‌کند وقتی آن کسی که همان اول توهین نمی‌کند، توی سرتان نمی‌زند و هزار بلا سرتان نمی‌آورد به اتاق می‌آید بهتر است. ولی هر دو بازجو هستند، اسم یکی‌شان نجات‌دهنده‌نیست.”
به اعتقاد فروهر “وقتی واژه‌ها را از معنای خود تهی می‌کنند، یک بخش از جامعه، بخشی که به لحاظ سابقه تاریخی‌اش نمی‌تواند امید ببندد، ایزوله می‌شود. یک گفتمان غالب ساخته می‌شود که در آن نه تنها اقلیت اصلا حق حضور ندارد که حق بیان هم ندارد. اصلا وجود ندارد، محو می‌شود، پاک می‌شود.”
فروهر که در طول مبارزات انتخاباتی مجلس شورای اسلامی و خبرگان رهبری در اسفند ماه ۱۳۹۴ در ایران بوده می‌گوید از دیدن پوسترهای بزرگ علی فلاحیان در سطح شهر شوکه بوده و از خود سوال می‌کرده که “این چه شهری است که چنین تصویری را تحمل می‌کند؟” قتل‌های زنجیره‌ای در زمان وزارت علی فلاحیان، وزیر دولت هاشمی رفسنجانی، و قربانعلی دری نجف آبادی، وزیر اطلاعات دولت محمد خاتمی، انجام گرفته است.
 توصیه‌های دستوری به جای دستور رسمی
پرستو فروهر در نشست جمعه شب کانون پناهندگان سیاسی برلین درباره پیچیدگی‌هایی که در روند برخورد با تلاش‌های او در گرامی‌داشت یاد والدینش در دولت روحانی به وجود آمده است صحبت کرد. او گفت در دولت احمدی‌‌نژاد “من را احضار می‌کردند و ممنوعیت برگزاری مراسم را رسما ابلاغ می‌کردند و معلوم بود کدام نهاد تصمیم‌گرفته و چه کسی دارد دستور می‌دهد و چه کسی اجرا می‌کند. الان قبل از مراسم با شماره ناشناس تماس می‌گیرند و می‌گویند ما توصیه می‌کنیم برگزار نکنید و بعد در صورت مقاومت، لحن و فشار تغییر می‌کند و شدت می‌گیرد.” او می‌گوید در دولت روحانی که به دولت اعتدال معروف شده است “مرز بی مامور خودسر و مامور رسمی کاملا به هم خورده است. فضای ابهامی ایجاد می‌کنند که بسیاری از آدم‌ها خودشان عقب‌نشینی کنند و خودسانسوری جایگزین سانسور می‌شود.”
او می‌گوید در طول نزدیک به دو دهه‌ای که پیگیر پرونده قتل پدر و مادرش و پس از آن آگاهی رساندن درباره قتل‌های سیاسی در ایران بوده دیده‌است که حاکمیت همیشه یک قدم جلو آمده است: «ما سعی کرده‌ایم گفتمان بسازیم و یادآوری کنیم، ولی آن‌ها همیشه جلوتر آمده‌اند. آدم شوکه شده و اعتراض کرده است. آن‌ها صبر کرده‌اند تا جا افتاده است و بعد از یک مدتی باز یک قدم آمده‌اند جلو.»
 خانه فروهرها برای دومین بار مورد دستبرد قرار گرفت
او باز به موضوع پرونده‌سازی علیه خود بازمی‌گردد و می‌گوید: «همیشه سعی کرده‌ام یک مقدار با فضای هنری ایران کار کنم. ولی وقتی خبرگزاری فارس یک مرتبه به یک نمایشگاه گروهی می‌رود و از این و آن درباره من با عنوان هنرمند ضد دین سوال می‌کند، این بقیه را می‌ترساند. این پروژه حذف است.»
فروهر در نشست کانون در برلین می‌گوید یک “کارشناس‌” وزارت اطلاعات به او گفته است “به دلیل موقعیت و جایگاه خاص خانم فروهر و به دلیل صبغه خانوادگی‌شان لازم و واجب است که نظام بر روی ایشان اشراف داشته باشد، که البته دارد.” این فرد تأکید کرده است که اشراف محدود به جغرافیای ایران هم نمی‌شود. او به پرستو فروهر گفته است: «مطمئن باشید که من شما را از خودتان بهتر می‌شناسم.»
پرستو فروهر که سعی در حفظ خانه و قتلگاه پدر و مادرش به شکل اولیه دارد می‌گوید که “بعضی وقت‌ها فکر می‌کنم که برای آنها من کم‌تر از آن مکان مهم هستم. آن مکان است که اهمیت دارد.”
او بار دیگر درباره آن‌چه بر سر خانه در دو سال گذشته رفته است توضیح می‌دهد و می‌گوید که “در عرض دو سال گذشته دو بار به خانه دستبرد زده‌اند و دوباره سر پا کردن آن خانه بسیار دشوار بوده است. مثل این‌که وارد خرابه شده‌اید، از متروک‌گی در آوردن یک مکان خیلی انرژی می‌برد. باید زمان و انرژی بگذارید و به اشیا احترام بگذارید تا دوباره بشوند آنچه بوده‌اند.”
از امیدهای کوچک اما موجود
پرستو فروهر اما در سفر خود به ایران گرچه از بی‌اعتنایی مردم و “هم‌دستی” ضمنی بین آنها و سیستم و از آنچه در جریان است می‌گوید، اما نقاط امید را هم می‌بیند. او از برخورد با دو جوان ۲۱ ساله که از بازداشت‌شدگان مراسم یادبود پوینده و مختاری، دو نویسنده قربانی قتل‌های زنجیره‌ای، بودند می‌گوید و ادامه می‌دهد: «آنها وقتی پدر و مادر من کشته شدند سه ساله بودند. حالا به چنین مراسمی می‌آیند و بازداشت می‌شوند. این یعنی اینکه امکان ایجاد حساسیت وجود دارد.»
او از مسئولیتی که برای بازگویی حقیقت قتل‌های سیاسی بر دوش خود حس می‌کند و رشد در این مسیر می‌گوید. پرستو فروهر، هنرمند و بازمانده دو قربانی قتل سیاسی، تاکید می‌کند “در این راه همیشه سعی کرده‌ام کلیشه‌ای فکر نکنم. سعی کرده‌ام فکر کنم اینجایی که من ایستاده‌ام کجاست و عمق حقیقت قضیه کجاست.”

مصاحبه روز يکشنبه 15 ژانويه 2017 با جناب انور ميرستاری

گفتگو با جناب انور ميرستاری مسئول ارتباطات جنبش جمهوری خواهان دمکرات و لائيک.

برای دانلود فايل صوتی روی فلش کليک کنيد.

برنامه روز يکشنبه 15 ژانويه 2017 برابر با 26 دی ماه 1395

گفتگو با جناب انورميرستاری مسئول ارتباطات جنبش جمهوري خواهان دمکرات و لائيک (جدل)

جناب جواد صنم راد + رضا اميری.

برای دانلود فايل صوتی روی فلش کليک کنيد.

 

بحران آب «هندیجان»: ۳۷ هزار نفر در خطر بی‌آبی

رود زهره که روزگاری پرآب بود و شهر باستانی هندیجان با قدمت سه هزار ساله در جنوب شرقی استان خوزستان را به دو نیمه شمالی و جنوبی تقسیم می‌کرد و سپس با سیراب کردن زمین‌های زراعی و رونق دادن به زندگی مردم به خلیج فارس می‌ریخت، اکنون با مرگ دست و پنجه نرم می‌کند. دولت آب آشامیدنی هندیجان را جیره‌بندی کرده. کشاورزان اما برای کشت و زرع به آب نیاز دارند. هندیجان در استان خوزستان ۳۷ هزار نفر جمعیت دارد.
به گزارش تارنگار حقوق بشر در ایران به نقل از مهر، غلامرضا شریعتی، استاندار خوزستان مردم را تهدید کرد که چنانچه به جیره‌بندی آب توجه نکنند، از قوه قضائیه و نیروی انتظامی کمک می‌گیرد.
استاندار خوزستان در شورای اداری شهرستان هندیجان اعلام کرد که اولویت دولت ابتدا تأمین آب آشامیدنی و سپس آب مورد نیاز برای کشاورزی‌ست. او گفت:
«اگر نوبت‌بندی آب از بالادست رعایت نشود، به رغم میل باطنی از توان قوه قضائیه و نیروی انتظامی برای برخورد با متخلفان استفاده خواهیم کرد. همچنین به فرمانداران امیدیه و بهبهان تأکید شده است سهمیه‌بندی آب را رعایت کرده و هرگونه تخطی در این زمینه به معنی تخطی از یک دستور قانونی خواهد بود.»
از فارس تا خلیج فارس

رودخانه زهره از شهرهای اردکان و سپیدان و ممسنی در استان فارس آغاز می‌شود، از کنار گچساران در استان کهگیلویه و بویراحمد به سوی بهبهان در استان خوزستان جاری می‌گردد و آنگاه سرانجام به هندیجان می‌رسد. در گچساران، رود خیرآباد هم با «زهره» همسفر می‌شود.
دولت امیدوار است که با احداث سد چم‌شیر در محل تلاقی دو رود زهره و خیرآباد در شهر گچساران آب لازم برای کشاورزان را تأمین کند. برای احداث این سد اما دولت به ۲۳۰ میلیون یورو بودجه و دست‌کم به پنج سال وقت نیاز دارد. شرکت‌های سابیر (وابسته به شرکت سرمایه‌گذاری تأمین اجتماعی) مهاب قدس (وابسته به وزارت نیرو ) و صفا نیکو سپاهان که در زمینه تولید برق فعالیت می‌کند در سال ۱۳۸۶ برنده مناقصه احداث این سد شدند.
دولت وعده داده که با احداث سد چم‌شیر آب مورد نیاز کشاورزی به میزان ۱۱۰ هزار هکتار را تأمین کند. پیش از این ایجاد سد بر روی سرشاخه‌های برخی رودها در ایران به فجایع زیست‌محیطی و کنده شدن کشاورزان از روی زمین انجامیده. برای مثال می‌توان به احداث سد تنگ‌سرخ اشاره کرد.
بحران آب در هندیجان

در حال حاضر روستاهای چم کنار، چم کلگه، جیری، جبرآباد، ناصرآباد، کریم‌آباد، فیروزآباد، چم خلف عیسی، دهملأ بزرگ و کوچک از جمله روستاهای هندیجان هستند که دچار خشک‌سالی و بی‌آبی شدید شده‌اند.
در خرداد سال جاری، به دلیل افزایش شوری آب رود هندیجان، و مصرف زیاد آب در این شهر، آب آشامیدنی جیره‌بندی شده بود. مردم از استانداری خوزستان خواسته بودند، آب سد خیرآباد را رها کند تا هندیجان سیرآب شود. اما اتفاقی نیفتاد و کار به آنجا کشبد که مردم به آبیاری فضای سبز شهری معترض شدند.
حمید چیت‌چیان، وزیر نیرو در جریان بحران کم‌آبی در این مناطق قرار گرفته است. استاندار خوزستان تأکید کرده که چاره‌ای جز جیره‌بندی آب نیست. کم‌آبی در امیدیه و بهبهان یا بی‌آبی در هندیجان؟ راهکار استاندار خوزستان مشخص است: عدالت را باید رعایت کرد. زندگی ۳۰۰ هزار نفر به این موضوع بستگی پیدا کرده.

Weniger anzeigen

افزایش همسر آزاری در مازندران

مدیر کل پزشکی قانونی استان مازندران از ارجاع دو هزار و ۲۸۹ مورد همسرآزاری طی ۹ ماه امسال به مراکز پزشکی قانونی خبر داد و گفت که این آمار نسبت به مدت مشابه سال قبل که دو هزار ۲۲۶۱ مورد بود، یک درصد رشد داشت.
به گزارش خبرگزاری هرانا به نقل از ایسنا، علی عباسی در جمع خبرنگاران از ارجاع دو هزار و ۲۸۹ مورد همسرآزاری طی ۹ ماه امسال به مراکز پزشکی قانونی خبر داد و افزود: این آمار نسبت به مدت مشابه سال قبل که دو هزار ۲۲۶۱ مورد بود، یک درصد رشد داشت.
وی بیان کرد: “همسرآزاری به شکل‌های مختلف در جوامع بروز می‌کند و در هر خانواده‌ای با هر شرایط و موقعیت اجتماعی ممکن است نمونه‌ای از همسرآزاری وجود داشته باشد”.
عباسی با اشاره به اینکه براساس آمار مراجعه کنندگان به مراکز پزشکی قانونی استان در ۹ ماه امسال، از تعداد دو هزار و ۲۸۹مورد همسرآزاری ثبت شده دو هزار و ۲۴۵ مورد زن و ۴۴ مورد مردان شاکی بودند، گفت: “اگر چه با توجه به عدم مراجعه اغلب موارد به محاکم قضایی و پزشکی قانونی آمار دقیقی از میزان همسر آزاری وجود ندارد”.
وی تصریح کرد: “مرداد ماه با ۲۸۷ مورد شامل۲۸۳ زن و ۴ مرد، تیر با ۲۸۵ مورد شامل ۲۸۳ زن و ۲ مرد و خرداد با ۲۷۷ مورد شامل ۲۷۵ زن و ۲ مرد به ترتیب بیشترین و آبان با ۱۸۹ شامل ۱۸۳ زن و ۶ مرد کمترین مراجعین همسرآزاری در آن اتفاق افتاد”.
مدیر کل پزشکی قانونی استان مازندران عنوان کرد: “در شهرستان های ساری و میاندرود با ۵۵۴ مورد شامل ۵۴۶ زن و ۸ مرد، بابل با ۲۷۱ مورد شامل ۲۶۶زن و ۵ مرد و آمل با ۲۲۵ مورد شامل ۲۲۱مرد و ۴زن بیشترین و شهرهای رامسر با ۲۲ زن و عباس آباد با ۳۱ زن مورد کمترین آمار مراجعین همسرآزاری در آن ثبت شده است”.
این مسئول افزود: “از آنجائی که افراد آزار دیده جهت انجام معاینات و تعیین نوع صدمه‌ها به سازمان پزشکی قانونی کشور مراجعه می‌کنند، این امر زمینه مناسبی را جهت انجام بررسی‌های علمی یافتن راه‌حل‌های مناسب در زمینه رفع مشکلات ناشی از همسرآزاری در این سازمان فراهم ساخته است”.
وی بالا بردن سطح فرهنگی جامعه، مهارت‌های زندگی، بهبود شرایط زندگی و نیز توجه به سنت‌ها و احادیث بزرگان دینی و ترویج فرهنگ دینی در امر ازدواج و روابط خانوادگی و اجتماعی می‌توان موارد همسرآزاری را به حداقل رساند.